تبليغاتX
کوله پشتی
به نام خداییکه اگه حکم کنه همه محکومیم
دایی با حضور ملی پوشان سپاهان / برنامه مسابقات باز هم تغییر کرد
سرمربی تیم فوتبال کشورمان با حضور ملی پوشان تیم فوتبال سپاهان در تورنمنت هشت جانبه سوریه مخالفت کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، مجید بصیرت عصر امروز در تماس تلفنی با سرمربی تیم ملی از وی خواست تا به ملی پوشان این تیم  اجازه همراهی سپاهان در تورنمنت سوریه را بدهد.

برپایه این گزارش، علی دایی هم در پاسخ به سرپرست تیم فوتبال سپاهان اصفهان اعلام کرد که چون تیم ملی در اردوی اسپانیا دیداری تدارکاتی را انجام نداده، بهتر است عقیلی، بنگر و حاج صفی در اردوی جمهوری چک هم حضور داشته باشند تا در دیدارهای تدارکاتی تیم ملی به میدان بروند.

بصیرت هم موافقت باشگاه سپاهان اصفهان برای ادامه حضور این بازیکنان در اردوی تیم ملی را به سرمربی تیم ملی اعلام کرد

همچنین مسئولان برگزاری این مسابقات عصر امروز باردیگر برنامه این رقابت ها را تغییر دادند که طبق برنامه ریزی جدید زمان دیدارهای تیم فوتبال سپاهان در این تورنمنت به شرح زیر است:
* چهارشنبه دوم مردادماه: المجد سوریه - سپاهان اصفهان، ساعت 20 به وقت محلی
* جمعه چهارم مردادماه: سپاهان اصفهان - الجزیره اردن، ساعت 18 به وقت محلی
* یکشنبه ششم مردادماه: سپاهان ایران - لیماسول قبرس، ساعت 18 به وقت محلی

بازی تدارکاتی برای هماهنگی بیشتر تیم خوبه اما نه به قیمت سلامتی بازیکنان اونم فقط ۱۵روز مونده به شروع لیگ پس اینا کی استراحت کنن؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 22:43  توسط محمد  | 

تیم فوتبال سپاهان اصفهان در مرحله گروهی رقابت های هشت جانبه سوریه با تیم های المجد سوریه، الجزیره اردن و لیماسول قبرس همگروه شد.

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم قرعه کشی رقابت های هشت جانبه فوتبال سوریه ظهر امروز در شهر حمص این کشور برگزار شد که ابتدا تیم فوتبال سپاهان اصفهان با تیم های القادسیه کویت، الجزیره اردن و لیماسول قبرس شد اما با توجه به انصراف القادسیه کویت، تیم فوتبال المجد سوریه جانشین این تیم شد.

برپایه این گزارش، طبق برنامه ریزی انجام شده، تیم فوتبال سپاهان در نخستین مسابقه در تورنمنت سوریه خود عصر چهارشنبه هفته جاری (دوم مردادماه) برابر المجد سوریه به میدان می رود. این تیم در دومین بازی اش روز جمعه چهارم مردادماه مقابل الجزیره اردن قرار می گیرد و در سومین مسابقه خود که روز ششم مردادماه برگزار می شود، با لیماسول قبرس دیدار می کند.

تیم فوتبال سپاهان اصفهان برای شرکت در تورنمنت هشت جانبه فوتبال سوریه ساعت 5 بامداد امروز تهران را به مقصد دمشق ترک کرد و امروز در شهر حمص نخستین تمرین خود را برگزار می کند
پس بازی با تاجیکستان چطورشد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 22:39  توسط محمد  | 

خبرگزاري فارس: مدير عامل باشگاه سپاهان اصهفان گفت: بر خلاف شايعات هيج برنامه اي براي جذب هافبك تيم استقلال تهران نداريم.

محمد رضا ساكت در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، در خصوص جلسه امروز اعضاي هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال با مديران عامل باشگاه ها اظهار داشت: اگر چه اين جلسه به عنوان اولين نشست كيفيت بالايي را نداشت؛ ‌اما برگزاري چنين جلساتي مي تواند در پيشرفت فوتبال ايران تاثيرات خوبي را در پي داشته باشد.
وي كه به عنوان مدير عامل باشگاه سپاهان اصفهان در جلسه امروز صبح در آكادمي ملي المپيك حضور داشت، ادامه داد: اميدوارم در آينده و با تداوم برگزاري چنين جلساتي در شرايط مطلوب تري اين نشست ها را برگزار كنيم و فوتبال كشور را به سوي حرفه اي شدن سوق دهيم. فدراسييون فوتبال با نفرات جديد مي تواند در بحث ستادي و عملياتي به فوتبال ايران كمك كند.
وي درباره برنامه سازمان ليگ براي انجام بازي هاي فشرده هشتمين دوره ليگ برتر عنوان كرد: انجام هر 5 روز يك مسابقه براي تيم ها بد نيست؛ ‌اما من چندان به آينده اين برنامه خوشبين نيستم، زيرا فصل بسيار فشرده اي را پيش روي داريم، بنابراين نمي توانيم مسابقات را ارديبهشت ماه سال آينده به پايان برسانيم. مگر آنكه تيم ها هر سه روز يك بار مسابقه دهند كه در چنين شرايط نبايد نام ليگ را انتخاب كنيم.
مدير عامل سپاهان درباره انتقال تيم هاي تهراني به ساير استان ها خاطر نشان كرد: معتقديم جغرافياي ورزش ايران بايد در همه استان ها پيگيري شود زيرا استعدادهاي فوتبال در سرتاسر كشور وجود دارند. با انتقال تيم هاي تهراني به ساير استان ها از رانت دهي به تيم هاي استقلال و پرسپوليس كاسته خواهد شد و تا حدودي تعادل در فوتبال كشور رعايت مي شود، زيرا گسترده فوتبال ايران بايد در همه نقاط وجود داشته باشد.
ساكت درباره شايعه جذب هافبك ملي پوش استقلال تهران از سوي زرد پوشان اصفهاني به جاي محرم نويدكيا تاكيد كرد: هيچ برنامه اي براي جذب مجتبي جباري نداشته ايم و تلاشي نيز در اين مورد انجام نداده ايم. به احترام محرم نويدكيا ‌همچنان پيراهن شماره 4 را حفظ كرده ايم و اميدواريم با رهايي از مصدوميت بار ديگر با اين پيراهن براي سپاهان بازي كند.
ساكت در مورد اردوي سپاهان در تركيه اظهار داشت: خارج از كشور اردوي بسيار خوبي را زير نظر انگين فيرات برگزار كرديم و تنها نگراني ما به حضور 5 بازيكن ملي پوشان سپاهان در اردوي تيم ملي مربوط مي شود زيرا آنها در اردوي اسپانيا كه هيچ مسابقه تداركاتي را انجام نداده اند حضور دارند و به دور از تركيب سپاهان هستند.
وي ادامه داد: بازيكنان ملي پوش سپاهان 13 روز در خارج از كشور حضور دارند و كادر فني سپاهان نگران وضعيت جسماني و هماهنگي آنها است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 16:40  توسط محمد  | 

خانم ديولا فوا به همراه همسرش كه باستان شناس معروف فرانسوي بود درسال۱۸۸۱م با هزينه شخصي درطي جهانگردي خود از ايران ديدن كرد واصفهان از جمله شهرهايي ميباشد كه در سفرنامه اش به ان پرداخته است:
اكنون به شهر با صفاي اصفهان نزديك شديم يعني همان اصفهاني كه نصف جهان وزيباترين زيباييهاي روي زمين است.دردنيا به درخت پرگل بهشتي معروف وممدوح شعراي ايران است وهمه انرا مانند صنمي ميپرستند.دراطراف جاده محصول فراوان فرش زمردين بروي زمين گسترانيده ومانند بهار دايمي چنان اين ناحيه رازينت داده كه گويي رشك بهشت برين است.
هوااز بوي گلهايش معطرشده مايه سرور و وجدو نشاط است.نهرهاي اب مانند چشمه هاي حيات بخش درجريان هستند.
باددرشاخه درختان وبيشه ها نغمه جان پرور كبوتروبلبل را تقليد ميكند ميگويند همدان شهري است با صفا كه هركس ارزو دارد دران زندگي كند ولي اصفهان تصويري از بهشت برين است.
اي اصفهان زيبا واي ناحيه با صفاي دنياي من از افريدگار ميخواهم كه هميشه برتوبيش از همه شهرهاي گيتي باران ببارد وشبنم جان فزاي اسمان پيوسته تو را خرم وشاداب نگه دارد
ادامه دارد...............

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 11:6  توسط محمد  | 

به گزارش خبرگزاري فارس، آرماندو از جمله بازيكناني بود كه در اردوي سپاهان

 در تركيه در جمع زردپوشان اصفهاني حاضر شد و مورد تائيد كادر فني قرار گرفت.

اين مدافع چپ 29 ساله كه اصليتي پرتغالي دارد، سال‌ها در تيم ملي

موزامبيك بازي كرده است.

آرماندو امروز با حضور در هيئت فوتبال استان اصفهان به طور رسمي قراردادش

 را به مدت يك سال ثبت خواهد كرد.

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 23:20  توسط محمد  | 

مدير كل تربيت بدني استان اصفهان گفت : براساس توافقات انجام شده ، آهن آلات و تجهيزات مورد نياز ورزشگاه نقش جهان توسط دو كارخانه فولاد مباركه و ذوب آهن اصفهان تامين خواهد شد.

"غلامرضا شيران" روز شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: در جلسه‌اي كه با حضور مسوولين و استاندار اصفهان براي رفع مشكلات اين ورزشگاه برگزار شد ، مديران دو كارخانه ياد شده قول دادند كه اين تجهيزات را تا يك‌ماه آينده در اختيار پيمانكار ورزشگاه نقش جهان قرار دهند.

وي ضمن قدرداني از تلاش‌هاي استاندار اصفهان براي رفع مشكلات فراروي اين پروژه افزود: در اين‌خصوص جلسات متعددي برگزار و اعتبارات مالي اين طرح نيز تامين شده است.

مديركل تربيت بدني استان اصفهان افزود: جلسه نهايي بررسي مشكلات ورزشگاه بزرگ اصفهان كه استاديوم فوتبال نقش جهان در آن واقع است ، روز گذشته در استانداري اصفهان برگزار شد.

وي افزود: در اين جلسه افزون‌بر تامين تجهيزات مورد نياز پروژه

 افزود: قول مي‌دهيم كه سالن ‪ ۶‬هزارنفري ، استخر سه گانه و استاديوم ‪ ۷۵‬هزار نفري فوتبال نقش جهان كه در ورزشگاه بزرگ واقع است، تا پايان تيرماه سال آينده به بهره برداري برسد.

استاديوم فوتبال نقش جهان از سوي دو كارخانه فولاد مباركه و ذوب آهن ، مقرر شد تا حصاركشي ‪۱۱۰۰‬هكتار اراضي ورزشگاه بزرگ اصفهان با همكاري تربيت بدني ، شهرداري و استانداري اصفهان انجام شود.

شيران ادامه داد: محوطه‌سازي و ايجاد فضاي سبز مجموعه ورزشگاه بزرگ اصفهان را نيز شواري شهر برعهده گرفت كه بايد از بذل توجه اين شورا به ورزش نيز تقدير كرد.

وي درباره پرداخت ‪۱۰‬ميليارد تومان از سوي شركت‌هاي فولاد مباركه و ذوب آهن اصفهان براي عمليات تكميلي اين ورزشگاه، گفت: در جلسه اخير مقرر شد تا اين مبلغ در قالب تامين تجهيزات مورد نياز به پيمانكار پرداخت شود و تا پايان سال مالي سازمان تربيت بدني اين مبلغ را به شركت‌هاي ياد شده ، پرداخت نمايد.

مديركل تربيت بدني استان اصفهان با بيان اين مطلب كه مبلغ پنج ميليارد تومان از سوي شركت توسعه و تجهيز سازمان تربيت بدني به حساب پيمانكار ورزشگاه نقش جهان واريز شده است ، افزود: براي تسريع در عمليات تكميلي ورزشگاه نقش جهان ، مقرر شده است تا چهار شيفت در اين پروژه كار شود. 

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 19:18  توسط محمد  | 

<<ارنست هولنزر>>المانی که دراواخرسال۱۸۶۳به ایران واصفهان سفر کرده درسفرنامه خودپیرامون اخلاق ورفتار اصفهانی ها چنین مینویسد:
<<رفتارواخلاق مردم اصفهان باسایرشهرهای ایران متفاوت است به خصوص با شیرازی ها.اصفهانی ها زودباور. کم علاقه. زرنگ .نرم خو. مسخره چی تا حدی متلک گو. خسیس ونزاع جو هستند اما درمقابل غیرتی وکوشا وبا هوش میباشندوپشتکاردارند.
نسبت به مردم شهرهای دیگردرخرج بیشترمدارا میکنندوالبته مهمان نوازند.
درکوچه وبازارهمیشه شادندو زیاد سروصدا میکنند.
درضمن گردش وسواری برای خود اواز میخوانندوانهایی که متمکن هستند اواز خوان همراه میبرندوانها را باهدایا وخوش رفتاری تشویق میکنند>>
ادامه دارد...........
+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 10:43  توسط محمد  | 


عبارت مثلی"ماستمالی کردن" به عقیدۀ استاد محمد علی جمال زاده در کتاب فرهنگ لغات عامیانه یعنی: امری که ممکن است موجب مرافعه و نزاع شود لاپوشانی کردن و آنرا مورد توجیه و تأویل قرار دادن، رفع و رجوع کردن، سروته کاری را بهم آوردن و ظاهر قضایا را به نحوی درست کردن است. به گفتۀ علامه دهخدا، از ماستمالی معانی و مفاهیم مداهنه و اغماض و بالاخره ندیده گرفتن مسائلی که موجب خشم یا اختلاف گردد نیز افاده می شود.


آنچه نگارنده را به تعقیب و تحقیق در پیدا کردن ریشۀ تاریخی این ضرب المثل واداشت وجود کلمۀ ماست یعنی این ماده خوراکی لبنیاتی در آن  و ارتباط آن با مداهنه و اغماض و رفع و رجوع کردن امور مورد اختلاف بوده است که خوشبختانه پس از سالها پرس و جو و تحقیق و جویندگی و یابندگی رسید.

اینک شرح قضیه:

قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که درعصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی اتفاق افتاد و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است:

«هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماستمالی کردند.»


به طوری که ملاحظه شد قدمت ریشۀ تاریخی این اصطلاح و مثل سائر از هفتاد سال نمی گذرد، زیرا عروسی مزبور در سال 1317 شمسی برگذار گردید و مدتها موضوع اصلی شوخیهای محافل و مجالس بود و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد. چنانچه کسانی برای این ضرب المثل زمانی دورتر و قدیمیتر از هفتاد سال سراغ داشته باشند منت پذیر خواهیم بود که دلایل و مستنداتشان را به نام خودشان ثبت و ضبط کند. آری، ماستمالی کردن یعنی قضیه را به صورت ظاهر خاتمه دادن، از آن موقع ورد زبان گردید و در موارد لازم و بالمناسبه مورد استفاده و استناد قرار می گیرد

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 23:2  توسط محمد  | 

در حالیکه تنها۳ روزازقرعه کشی مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه های کشور می گذرد، فدراسیون فوتبال اصلاحاتی را در این برنامه اعمال کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، پس از انجام مراسم قرعه کشی مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه های کشور جدول مسابقات در اختیار خبرنگاران رسانه های مختلف قرار گرفت که بر اساس آنچه این جدول علامت ویژه ای برای تیم های میزبان تعریف شده بود. 

با توجه به این مسئله برنامه مسابقات لیگ برتر از هفته نخست تا هفدهم مشخص شد اما با گذشت 3 روز از زمان قرعه کشی برنامه ای متفاوت از سوی فدراسیون فوتبال منتشر شده است که با آنچه در جدول تنظیمی از سوی سازمان لیگ قید شده است تفاوت های عمد ه دارد.

بر این اساس برنامه مسابقات لیگ برتر را بر اساس اعلام فدراسیون فوتبال در زیر می آید که با توجه به آنچه در روز سه شنبه 25/4/87 منتشر شده ترتیب تیم های میزبان و میهمان آن تغییر کرده است تا شاهد اولین تغییر در برنامه لیگ هشتم باشیم:

هفته اول
* استقلال تهران - ابومسلم مشهد
* سایپا کرج - پرسپولیس
* پاس همدان - سپاهان اصفهان
* پیام خراسان - برق شیراز استقلال اهواز - پگاه گیلان
* ملوان بندرانزلی - راه آهن
* ذوب آهن اصفهان - مس کرمان
* مقاومت سپاسی شیراز - فولاد خوزستان
* صبا باتری قم - پیکان

هفته دوم
* پرسپولیس - پاس همدان
* پیکان - ذوب آهن اصفهان
* راه آهن - مقاومت شهید سپاسی شیراز
* ابومسلم  مشهد - صباباتری قم
* فولاد خوزستان - سایپا
* پگاه گیلان - استقلال تهران
* سپاهان اصفهان - پیام خراسان
* برق شیراز - ملوان بندرانزلی
* مس کرمان - استقلال اهواز

هفته سوم

* استقلال تهران - سپاهان اصفهان
* سایپا کرج - پیکان
* پاس همدان - ابومسلم مشهد
* پیام خراسان - فولاد خوزستان
* استقلال اهواز - راه آهن
* ملوان بندرانزلی - پرسپولیس
* ذوب آهن اصفهان - پگاه گیلان
* مقاومت سپاسی شیراز- مس کرمان
* صباباتری قم - برق شیراز

هفته چهارم
* پرسپولیس - ذوب آهن اصفهان  
* پیکان - مقاومت سپاسی شیراز
* راه آهن - سایپا کرج
* ابومسلم مشهد - استقلال اهواز
* فولاد خوزستان - ملوان بندرانزلی
* پگاه گیلان - پیام خراسان
* سپاهان اصفهان - صباباتری قم
* برق شیراز - پاس همدان
* مس کرمان - استقلال تهران

هفته پنجم
* استقلال تهران - برق شیراز
* پیکان - ابومسلم مشهد
* سایپا کرج - سپاهان اصفهان
* پاس همدان - راه آهن
* پیام خراسان - استقلال اهواز
* فولاد خوزستان - پرسپولیس
* ملوان بندرانزلی - مس کرمان
* ذوب آهن اصفهان - صباباتری قم
* مقاومت سپاسی شیراز- پگاه گیلان

هفته ششم 
* پرسپولیس - مس کرمان
* راه آهن - پیکان
* پاس همدان - پیام خراسان
* ابومسلم مشهد - ذوب آهن اصفهان
* استقلال اهواز - مقاومت سپاسی شیراز
* پگاه گیلان - سایپا کرج
* سپاهان اصفهان - ملوان بندرانزلی
* برق شیراز- فولاد خوزستان
* صباباتری قم - استقلال تهران

هفته هفتم
* استقلال تهران - استقلال اهواز
* پیکان  - ملوان بندرانزلی
* سایپا کرج - برق شیراز
* پیام خراسان  پرسپولیس
* فولاد خوزستان - ابومسلم مشهد
* پگاه گیلان - راه آهن
* ذوب آهن اصفهان - سپاهان اصفهان
* مقاومت سپاسی شیراز- صباباتری قم
* مس کرمان - پاس همدان

هفته هشتم
* پرسپولیس - پگاه گیلان
* استقلال تهران - راه آهن
* پاس همدان - ذوب آهن اصفهان * استقلال اهواز- پیکان
* ملوان بندرانزلی - سایپا کرج
* سپاهان اصفهان - فولاد خوزستان
* برق شیراز- مس کرمان
* صباباتری قم - پیام خراسان

هفته نهم
* پرسپولیس - استقلال تهران
* راه آهن - سپاهان اصفهان
* پاس  همدان - ملوان بندرانزلی
* پیام خراسان - پیکان
* فولاد خوزستان - استقلال اهواز
* پگاه گیلان - صباباتری قم
* ذوب آهن اصفهان - سایپا کرج
* مقاومت سپاسی شیراز - برق شیراز
* مس کرمان - ابومسلم مشهد  

هفته دهم
* استقلال تهران - مقاومت سپاسی شیراز
* پیکان - پگاه گیلان
* سایپا کرج - پاس همدان
* ابومسلم مشهد - پرسپولیس
* فولاد خوزستان - مس کرمان
* ملوان بندرانزلی - پیام خراسان
* ذوب آهن اصفهان - راه آهن
* برق شیراز- سپاهان اصفهان
* صباباتری قم - استقلال اهواز

هفته یازدهم
* پرسپولیس - برق شیراز
* راه آهن - صباباتری قم
* پاس همدان - استقلال تهران
* پیام خراسان - ابومسلم مشهد
* استقلال اهواز - ملوان بندرانزلی
* پگاه گیلان - فولاد خوزستان
* سپاهان اصفهان - پیکان
* مقاومت سپاسی - ذوب آهن اصفهان
* مس کرمان - سایپا کرج

هفته دوازدهم
* پرسپولیس - سپاهان اصفهان
* استقلال تهران - پیکان
* سایپا کرج - مقاومت سپاسی شیراز
* ابومسلم مشهد - پگاه گیلان
* فولاد خوزستان - پاس همدان
* ملوان بندرانزلی - صباباتری قم
* ذوب آهن اصفهان - استقلال اهواز
* برق شیراز- راه آهن
* مس کرمان - پیام خراسان

هفته سیزدهم
* استقلال تهران - ذوب آهن اصفهان
* پیکان - برق شیراز
* راه آهن - ابومسلم مشهد * صباباتری قم - فولاد خوزستان

 استقلال اهواز - پاس همدان
* پگاه گیلان - ملوان بندرانزلی
* سپاهان اصفهان - مس کرمان
* مقاومت سپاسی شیراز - پرسپولیس

هفته چهاردهم
* پرسپولیس - صباباتری قم
* سایپا کرج - استقلال اهواز
* پاس همدان - مقاومت سپاسی شیراز
* پیام خراسان - ذوب آهن اصفهان
* فولاد خوزستان - پیکان
* ملوان بندرانزلی - استقلال تهران
* سپاهان اصفهان - پگاه گیلان
* برق شیراز- ابومسلم مشهد
* مس کرمان - راه آهن

هفته پانزدهم
* استقلال تهران - فولاد خوزستان
* پیکان - پرسپولیس
* راه آهن - پیام خراسان
* ابومسلم مشهد - سایپا کرج
* استقلال اهواز- سپاهان اصفهان
* پگاه گیلان - مس کرمان
* ذوب آهن اصفهان - برق شیراز
* مقاومت سپاسی شیراز- ملوان بندرانزلی
* صباباتری قم - پاس همدان

هفته شانزدهم
* پرسپولیس - استقلال اهواز فولاد خوزستان - راه آهن
* ملوان بندرانزلی - ذوب آهن اصفهان
* سپاهان اصفهان - ابومسلم مشهد
* برق شیراز- پگاه گیلان
* مس کرمان - صباباتری قم

* سایپا کرج - استقلال تهران
* پاس - پیکان
* پیام خراسان - مقاومت سپاسی شیراز
* فولاد خوزستان - راه آهن
* ملوان بندرانزلی - ذوب آهن اصفهان
* سپاهان اصفهان - ابومسلم مشهد
* برق شیراز- پگاه گیلان

هفته هفدهم
* استقلال تهران - پیام خراسان
* پیکان - مس کرمان
* راه آهن - پرسپولیس
* ابومسلم مشهد - ملوان بندرانزلی
* استقلال اهواز- برق شیراز
* پگاه گیلان - پاس همدان
* ذوب آهن اصفهان - فولاد خوزستان
* مقاومت سپاسی شیراز- سپاهان اصفهان
* صباباتری قم - سایپا کرج


حالا بااین تفاسیر خدا میدونه قصد وغرض فدراسیون از این تغیرات(که معلوم نیست قانونیه یا نه )چیه؟
به هر حال امیدوارم این شرایط به سپاهان لطمه نزنه

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 16:30  توسط محمد  | 

خسرو شکیبایی درگذشت

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 16:13  توسط محمد  | 

<<تارونیه>>سیاح معروف فرانسوی که در عصر صفوی به اصفهان می اید واین شهر راچنین وصف میکند:
<<اصفهان یا سپاهان یا صفا هون بنابر تلفظ ایرانیان در۹۰درجه طولی و۳۲ درجه و۴۰دقیقه عرض جغرافیایی در ایالت عراق که جزو مملکت قدیم پارت محسوب میشود واقع شده است.
اصفهان پایتخت کل مملکت وشهربزرگی است که دربارشاه در انجا مستمر شده است گویی اصفهان درسابق عبارت از دو قریه متصل به یکدیگر بوده که یکی متعلق به<<حیدر>> ودیگری به<<نعمت الاه>>
نامی تعلق داشته است این شهر درحال حاضر نیز به دو محله تقسیم شده که یکی حیدری ودیگری را نعمتی مینامند محیط شهراصفهان به انضمام محلات خارج شهر ازپاریس کوچکتر نیست.
اما جمعیتش ده برابر کمتر میباشد ونباید تعجب کرد که شهر به این بزرگی اینقدر کم جمعیت است.
برای اینکه هر خوانواده یک خانه جداگانه وهر خانه یک باغ مخصوص دارد.
بنابراین فضای خالی ازسکنه بسیار است.
ازهر سمت که به طرف اصفهان وارد شوی اوا مناره های مساجد وبعد درختان خانه ها نمایان میشود به طوری که از دور اصفهان به جنگلی میماند تا شبیه یک شهر و چون جلگه حاصلخیز است سکنه زیادی دارد اما یک قریه بزرگ دیده نمیشود تمام ابادی ها کوچک است که بیش از۳یا۴خانه بیشترندارند>>
ادامه دارد..........
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 10:57  توسط محمد  | 

دیشب برنامه توپ طلا یی را از شبکه ۲ داشتم میدیدم به سعید مظفری زاده تندیس بهترین داور لیگ۷ را دادند!
با خودم فکر کردم ایشون چطوری میخواد بیاد اصفهان قضاوت کنه تعارف که نداریم اگه برای سپاهان در اصفهان قضاوت کنه هواداران براش کم نمیزارن حسابی چربش میکنن پس کمیته داوران بهتره حداقل تا نیم فصل قضاوتی به ایشان برای بازیهای سپاهان در اصفهان نده.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 10:21  توسط محمد  | 

"ابن بطوطه"(جهانگرد مراکشی) که درسال۵۲۷هجری قمری درسن۲۲سالگی به اصفهان میاید اوضاع اجتماعی این شهررا اینگونه توصیف میکند:
<<اهالی اصفهان مردمی زیباروی اند.رنگ انان سفیدو روشن ومتمایل به سرخ است شجاعت وبی باکی از صفات بارزشان است.
اصفهانی ها مردمی گشاده دستند.چشم وهمچشمی وتفاخری که میان انها در مورد اطعام ومهمان نوازی وجوددارد منشا حکایات غریبی شده است.
مثلا اتفاق می افتد که یک اصفهانی رفیق خود را برای اطعام دعوت دعوت میکند ومیگوید:<<بیا بریم تا با هم نان وماست بخوریم>>
ولی وقتی او را به خانه میبرد غذا های گوناگونی برای او می اورد.
بین جوانان مجرداین شهروگروهای انان رقابت برقرار است.
مهمانی میدهند وهرچه میتوانند دراین مجالس خرج میکنندومحفلی عظیم باانواع غذاهای مختلف فراهم می اورند.
حکایت میکردند که یکی از دسته ها دسته دیگررا به مهمانی خوانده وغذای انان را باشعله شمع پخته بود دسته دیگر برای تلافی در دعوت متقابلشان برای تهیه غذا به جای هیزم از حریر استفاده کرده بودند>>
ادامه دارد.........

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 19:5  توسط محمد  | 

برنامه بازیهای سپاهان در دور رفت  به ترتیب هفته های بازی بدین شرح میباشد:


سپاهان – پاس
پيام مشهد – فولاد مباركه سپاهان
فولاد مباركه سپاهان – استقلال
صباباتري – فولاد مباركه سپاهان
فولاد مباركه سپاهان – سايپا

ملوان – فولاد مباركه اصفهان
فولاد مباركه سپاهان – ذوب آهن

فولاد خوزستان – فولاد مباركه سپاهان

فولاد مباركه سپاهان – راه آهن

فولاد مباركه سپاهان – برق شيراز

پیکان– فولاد مباركه سپاهان

  سپاهان – پرسپوليس

مس كرمان – فولاد مباركه سپاهان

پگاه گيلان – فولاد سپاهان

فولاد مباركه سپاهان – استقلال اهواز

ابومسلم خراسان – فولاد سپاهان

فولاد سپاهان – مقاومت سپاسي
امیدوارم تیم سپاهان بالطف خدا وعنایت معصومین (ع)و حمایت هوادارن در لیگ۸ موفق وپیروز باشدوبه مقام قهرمانی این رقابتها نایل اید
از مسئولین شهرداری خواستارم تا شرایط لازم را جهت حمایت سپاهان برای طرفداران مهیا کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 18:22  توسط محمد  | 

تصور میکنیم در دوران سلطنت طاغوتی شاهنشاهی پهلوی  ایران بسر میبریم
به نظر شما کشور وجامعه چه اوضاعی داشت.................
۱.نرخ تورم چنددرصد است؟
۲.وضیت حجاب وعفاف در جامعه چگونه است؟
۳.ایا استفاده از ماهواره برای عموم ازاد است؟
۴.سرعت وقیمت اینترنت چطور است؟
۵.سینما وتلویزیون وتئاترمان چگونه است؟
۶.ایا ازادی بیان وجود دارد؟
۷.ایا به انرژی هسته ای مجهز شده ایم؟
۸.ایا از سوی امریکا واسراییل تهدید نظامی میشویم؟
۹.ساواک هنوز وجود دارد؟
۱۰.شاه زن جدیدی اختیار نکرده؟
۱۱.ایا شاه کاخ جدیدی میسازد؟
۱۲.مجاهدین خلق ومنافقین و حزب توده وگروهک فرقان ...... ازادند یا زندانی؟
۱۳.ایا مردم همچنان تظاهرات میکنند؟
۱۴.نخست وزیر کیست؟
۱۵. ایا هویدا همچنان قیمت کبریت را توانسته ثابت نگه دارد؟
۱۶. تلویزیون دولتی چند تا شبکه داره؟
۱۷.پسر ودختر شاه کدوم جهنم دره ای هستند چه کار میکنند؟
۱۸.قیافه دختر وپسرا چه شکلیه؟
۱۹.وضیت علمی کشور چطوره؟
۲۰.شاه طرفداره تاجه یا پرسپولیس یا سپاهان؟
۲۱.همه در یک سطح طبقاتی اقتصادی زندگی میکنند؟
۲۲.شاه سفرهای استانی میره؟
۲۳.جشنهای۲۵۰۰ساله به کجا کشید؟
۲۴.امریکایه هنوز اگه سگش گازت بگیره جرات داری به سگش توهین کنی؟
۲۵.مقام رهبری و مطهری ورفسنجانی وبهشتی ............ کجاند؟
۲۶.سالانه چند میلیون توریست به ایران مسافرت میکنند؟
۲۷.نرخ بیکاری چنددرصده؟
۲۹.ایا فساد اقتصادی واخلاقی همچنان گریبان شاه ودربار را گرفته؟
۳۰.سن ازدواج چقدره؟
وهزاران هزار سوال دیگر     خوشحال میشم به یکی از سوالها نظر بدین

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 10:52  توسط محمد  | 

 خسرو ابراهیمی نیا رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی، سفره عقد و ظروف کرایه ضمن بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «هم اکنون در تهران تعداد مراکزی که مشغول ارائه خدمات مربوط به برگزاری مجالس عروسی هستند و فعالیت آنها رسمی و مجاز تلقی می شود، حدود ۴۰۰ مرکز است و از تعداد مراکز غیرمجاز آماری در دست نیست.»

از سوی دیگر در حالی که رئیس اتحادیه نرخ ورودی تالارهای پذیرایی را بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان عنوان می کند، فعالان این صنف این میزان را بین ۱۰۰ هزار تا یک میلیون تومان بیان می کنند. شاهین شفیعی مدیر یک تالار پذیرایی در شمال تهران در این رابطه به خبرنگار ما گفت: «این قیمت ها با توجه به درجه بندی و کیفیت خدمات ارائه شده توسط تالار یا باغ تعیین شده و از نوسان بالایی برخوردار است.»

وی افزود: «نرخ ورودی تالارها معمولاً بین ۱۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان و باغ ها و ویلاها بین ۳۰۰ هزار تا یک میلیون تومان است.»وی تصریح کرد: «قیمت غذای این مراکز نیز با توجه به تعداد و تنوع غذا، کیفیت آن، تعداد دسر و … برای هر نفر از ۱۵۰۰ تومان شروع شده و به ۸۰ هزار تومان می رسد. ارائه و طبخ غذاهایی از جمله بره بریان، بوقلمون یا غذاهای مخصوص کشورهای اروپایی و آسیای شرقی از جمله عواملی است که باعث افزایش قیمت غذا می شود.»

وی هزینه های مربوط به عکاسی، فیلمبرداری و آتلیه عروسی را بین ۲۰۰ هزار تا پنج میلیون تومان ذکر و تصریح کرد: «این مبلغ بستگی زیادی به نوع فیلمبرداری دارد. هرچه تعداد دوربین هایی که از مراسم فیلمبرداری می کنند، بیشتر باشد قیمت ها نیز بالاتر می رود. همچنین نوع فیلمبرداری یکی از عوامل تعیین کننده قیمت است،به عنوان مثال هزینه فیلمبرداری از مراسم ازدواج توسط هلی کوپتر در هر ساعت مبلغی حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است.»

شفیعی در رابطه با هزینه های استفاده از گروه موسیقی نیز گفت: «هزینه استفاده از گروه موسیقی و ارکستر در مراسم ازدواج با توجه به شهرت، تجربه و مهارت گروه از ۱۵۰ هزار تومان شروع شده و به سه میلیون تومان برای یک شب می رسد.» - سفره عقد در حال حاضر هزینه کرایه سفره عقد در ساده ترین مدل و شکل آن حدود ۵۰ هزار تومان است.عضو هیات مدیره اتحادیه تالارهای پذیرایی، سفره عقد و ظروف کرایه ضمن بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «این مبلغ برای کرایه سفره های معروف به سفره های آبشاری به حدود ۲۰۰ هزار تومان افزایش می یابد.»

حمید تهرانی با بیان اینکه «این قیمت ها با توجه به سفارش و درخواست سفره های خاص ممکن است به یک میلیون تومان هم برسد»، افزود: «ارائه خدماتی چون گل آرایی، سفره آرایی، میوه آرایی، شمع آرایی، بادکنک آرایی و نورافشانی از جدیدترین خدماتی است که طی چند سال اخیر با تقاضای بالایی مواجه شده و مشتریان خاص خود را پیدا کرده است.» وی در رابطه با هزینه های استفاده از این خدمات اظهار کرد: «این هزینه رابطه مستقیمی با تعداد، تنوع و قیمت گل، میوه و… دارد،به عنوان مثال هزینه گل آرایی برای هر ۱۰۰ نفر حدود ۵۰ هزار تومان است.»

وی تصریح کرد: «هزینه کرایه یک پکیج کامل شامل میز، صندلی کاوردار، ظروف و… برای هر نفر بین ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ تومان است.» - لباس عروس و داماد سمیه لطفی زاده یکی از فعالان بازار لباس عروس و سفره عقد نیز در این رابطه به خبرنگار ما گفت: «قیمت خرید لباس عروس در مناطق مرکزی و جنوبی شهر بین ۱۵۰ هزار تا یک میلیون تومان است درحالی که این مبلغ در مراکز شمالی شهر بین ۵۰۰ هزار تا هفت میلیون تومان است. همچنین قیمت کرایه انواع مختلف لباس عروس در مناطق شمالی شهر از ۳۰۰هزار تومان شروع شده و به دو میلیون تومان می رسد درحالی که در مناطق جنوبی و مرکزی شهر با پرداخت مبلغی بین ۵۰ تا ۲۵۰ هزار تومان می توان یک لباس عروس را کرایه کرد.»

وی همچنین در رابطه با قیمت کت و شلوار داماد گفت: «قیمت یک دست کت و شلوار نیز از ۷۰ هزار تومان تا چند میلیون تومان متفاوت است.» وی هزینه کرایه سفره عقد را نیز بین ۵۰ هزار تا دو میلیون تومان ذکر کرد و افزود: «قیمت سفره هایی که مدل یونانی، هندی و… دارند در مقایسه با سفره های عادی بالاتر است.

همچنین چیدن سفره عقد روی آب هزینه بالاتری برای عروس و داماد در بر دارد.» - از پراید تا درشکه نرخ کرایه اتومبیل برای برگزاری مراسم ازدواج از تفاوت چشمگیری برخوردار است. رضا حسین زاده یکی از فعالان بازار کرایه اتومبیل ضمن بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «قیمت کرایه اتومبیل هایی چون پراید، پژو ۲۰۶ و پرشیا در هر ساعت بین پنج تا ۱۵ هزار تومان است در حالی که این مبلغ برای کرایه اتومبیل های قدیمی یا خودروهایی چون بنز به ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان می رسد. همچنین قیمت کرایه درشکه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است.»

وی تصریح کرد: «هزینه گل آرایی ماشین عروس بدون احتساب قیمت گل نیز بین ۱۰ تا ۵۰۰ هزار تومان است. قیمت دسته گل عروس نیز از ۲۵ هزار تومان شروع شده و به ۲۵۰ هزار تومان می رسد.» - حلقه یکی از اولین مراکزی که عروس و داماد برای تهیه مقدمات برگزاری مراسم ازدواج به آنجا مراجعه می کنند، بازار طلافروشان است.نایب رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران در این رابطه به خبرنگار ما گفت: «قیمت هر جفت حلقه در ساده ترین شکل آن حدود ۱۰۰ هزار تومان است. این مبلغ برای تهیه حلقه های گران قیمت و سفارشی به ۲۰ میلیون تومان می رسد.»

محمد کشتی آرای در رابطه با هزینه های تهیه سرویس طلا نیز گفت: «کمترین هزینه برای تهیه یک سرویس طلا شامل دستبند، گردنبند و گوشواره در ساده ترین شکل حدود ۵۰۰ هزار تومان است و نمی توان سقف قیمت برای یک سرویس طلا تعیین کرد چرا که قیمت ها در این بخش ارتباط مستقیمی با تعداد و وزن جواهراتی دارد که در ساخت سرویس مورد استفاده قرار گرفته است.» - هزینه زیبایی در حال حاضر حداقل هزینه مربوط به آرایش عروس در تهران حدود ۷۰ هزار تومان است.مرضیه مقدم صاحب یک آرایشگاه زنانه ضمن بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «این مبلغ در برخی از آرایشگاه های تهران تا سقف دو میلیون تومان نیز افزایش می یابد.»

فرامرز محسنی صاحب آرایشگاهی است که در آن خدمات مربوط به آرایش داماد ارائه می شود. وی در رابطه با هزینه های اصلاح و آرایش داماد گفت: «این امر بین پنج تا ۳۰۰ هزار تومان خرج روی دست داماد می گذارد.» به گزارش خبرنگار ما، قیمت کارت های دعوت عروسی از ۵۰۰ تومان شروع شده و به ۵۰۰۰ تومان می رسد.

همچنین قیمت آینه و شمعدان در ساده ترین شکل آن حدود ۱۰۰ هزار تومان است. این مبلغ برای آینه و شمعدان های طلا و نقره به چندین میلیون تومان می رسد.

حالا حساب کنید اینا رو هم دیگه  چقدر خرج رو دست داماد بیچاره میزاره؟

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 10:26  توسط محمد  | 

با اینکه من از وضع خودم دلگیرم
بی هدیه برای تو پدر میمیرم
در شهر به هر مغازه رفتم دیدم
جوراب نداشت بنده بی تقصیرم
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 10:15  توسط محمد  | 

در اتحاديه مديترانه در پاريس ديديد كه رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين در كنار نخست وزير اسراييل بود بشار اسد براحتي با پادرمياني ساركوزي با اولمرت دست داد متاسفانه هيچكس به فكر پاره تن اسلام نيست نه اعراب نه سازمان ملل نه مسلمونا هيچكس فقط ايران!
اما وقتي كشورمون در مقابله اين غده سرطاني تنهاست وحتي خود مسئولين فلسطيني هم بيخيالند وبراحتي موجوديت رژيم صهيونيستي تا حدي پذيرفته اند چه حاصلي دارد كه ما خودمان را درگير كنيم وقتي يك وحدت جمعي نيست ومسلمانان با هم اتحاد ندارند ما ننهايي چه كار ميتونيم بكنيم ؟هيچي!
فقط با سر دادن شعارهاي مرگ بر اسرائيل وامريكا وعدم رويارويي ورزشكاران درميادين بين المللي ميتونيم به نوعي از انها حمايت كنيم.
اما ايا با شرايط كنوني جهان ميتوانيم با جراحي اين تومور سرطاني را بدون انترن ودستيار در اتاق عمل خاورميانه جراحي واز بدن قدس عزيز جدا كنيم؟
انشاالاه
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 23:33  توسط محمد  | 


‌ا‌ع‍ض‍‍ا‌ي‌ ش‍ور‌ا‌ي‌ ‌اس‍لام‍‍ي‌ ش‍‍ه‍ر ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ب‍‍ا ن‍‍ام‍گ‍ذ‌ار‌ي‌ ي‍ك‌ ت‍ق‍‍اط‍ع‌ ‌غ‍ي‍ر ‌ه‍م‍س‍طح‌ در ‌اي‍ن‌ ش‍‍ه‍ر ب‍‍ا ن‍‍ام‌ "س‍پ‍‍ا‌ه‍‍ان‌ " م‍و‌اف‍ق‍ت‌ ك‍ردن‍د.


ب‍ه‌ گ‍ز‌ارش‌ ‌اي‍رن‍‍ا، ب‍ه‌ ن‍ق‍ل‌ ‌از رو‌اب‍ط ‌ع‍م‍وم‍‍ي‌ ش‍ور‌ا‌ي‌ ‌اس‍لام‍‍ي‌ ش‍‍ه‍ر ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ‌اي‍ن‌ ن‍‍ام‍گ‍ذ‌ار‌ي‌ ب‍ن‍‍ا ب‍ه‌ درخ‍و‌اس‍ت‌ م‍دي‍ر‌ان‌ و م‍س‍وولان‌ ب‍‍اش‍گ‍‍اه‌ ف‍ولاد م‍ب‍‍ارك‍ه‌ س‍پ‍‍ا‌ه‍‍ان‌ در ق‍‍ال‍ب‌ لاي‍ح‍ه‌ ‌ا‌ي‌ ‌از س‍و‌ي‌ ش‍‍ه‍رد‌ار‌ي‌ ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ‌ار‌ائ‍ه‌ و ن‍ظر م‍س‍‍ا‌ع‍د ك‍م‍ي‍س‍ي‍ون‌ ف‍ر‌ه‍ن‍گ‍‍ي‌ ـ ‌اج‍ت‍م‍‍ا‌ع‍‍ي‌ ‌اي‍ن‌ ش‍ور‌ا ر‌ا ب‍ه‌ ت‍ص‍وي‍ب‌ رس‍ي‍د.

ب‍ر‌اس‍‍اس‌ ‌اي‍ن‌ گ‍ز‌ارش‌ ، ‌ا‌ع‍ض‍‍ا‌ي‌ ش‍ور‌ا‌ي‌ ‌اس‍لام‍‍ي‌ ش‍‍ه‍ر ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ب‍‍ا ‌ا‌ع‍ت‍ق‍‍اد ب‍ه‌ ‌اي‍ن‍ك‍ه‌ ت‍ي‍م‌ ف‍وت‍ب‍‍ال‌ س‍پ‍‍ا‌ه‍‍ان‌ در س‍‍ال‍‍ه‍‍ا‌ي‌ گ‍ذش‍ت‍ه‌ ‌اف‍ت‍خ‍‍ار‌ات‍‍ي‌ ر‌ا ب‍ر‌ا‌ي‌ ‌اي‍ن‌ ش‍‍ه‍ر ك‍س‍ب‌ ك‍رده‌ ‌اس‍ت‌ ، روز چ‍‍ه‍‍ارم‌ خ‍رد‌ادم‍‍اه‌ در ج‍ل‍س‍ه‌ ‌ع‍ل‍ن‍‍ي‌ خ‍ود ض‍م‍ن‌ ت‍ق‍دي‍ر ‌از ت‍ي‍م‌ س‍پ‍‍ا‌ه‍‍ان‌ ب‍خ‍‍اطر ك‍س‍ب‌ ‌اي‍ن‌ ‌اف‍ت‍خ‍‍ار‌ات‌ ، ب‍‍ا درخ‍و‌اس‍ت‌ ‌آن‌ ب‍‍اش‍گ‍‍اه‌ م‍ب‍ن‍‍ي‌ ب‍ر ن‍‍ام‍گ‍ذ‌ار‌ي‌ ي‍ك‍‍ي‌ ‌از م‍‍ع‍‍اب‍ر ش‍‍ه‍ر‌ي‌ ب‍ه‌ ن‍‍ام‌ س‍پ‍‍ا‌ه‍‍ان‌ م‍و‌اف‍ق‍ت‌ ك‍ردن‍د.

پ‍ي‍ش‍ن‍‍ه‍‍اد ‌اي‍ن‌ ن‍‍ام‍گ‍ذ‌ار‌ي‌ ط‍ي‌ لاي‍ح‍ه‌ ‌ا‌ي‌ ‌از س‍و‌ي‌ ش‍‍ه‍رد‌ار‌ي‌ ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ت‍ق‍دي‍م‌ ش‍ور‌ا‌ي‌ ‌اس‍لام‍‍ي‌ ش‍‍ه‍ر ش‍د و پ‍س‌ ‌از ب‍ررس‍‍ي‌ ب‍ه‌ ت‍ص‍وي‍ب‌ ك‍م‍ي‍س‍ي‍ون‌ ف‍ر‌ه‍ن‍گ‍‍ي‌ ـ ‌اج‍ت‍م‍‍ا‌ع‍‍ي‌ ‌اي‍ن‌ ش‍ور‌ا رس‍ي‍د ك‍ه‌ ب‍‍ا ت‍ص‍وي‍ب‌ ن‍‍ه‍‍اي‍‍ي‌ ج‍‍ه‍ت‌ ‌اج‍ر‌ا ب‍ه‌ ش‍‍ه‍رد‌ار‌ي‌ ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ‌اب‍لا‌غ‌ ش‍د.

ب‍ر‌اس‍‍اس‌ ‌اي‍ن‌ م‍ص‍وب‍ه‌ ، ت‍ق‍‍اط‍ع‌ ‌غ‍ي‍ر ‌ه‍م‍س‍طح‌ در ب‍زرگ‍ر‌اه‌ ش‍‍ه‍ي‍د "وح‍ي‍د دس‍ت‍ج‍رد‌ي‌ " ( ورود‌ي‌ ش‍‍ه‍ر ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ‌از س‍م‍ت‌ ج‍ن‍وب‌ ) ب‍‍ا ‌ع‍ن‍و‌ان‌ "س‍پ‍‍ا‌ه‍‍ان‌ " ن‍‍ام‍گ‍ذ‌ار‌ي‌ ش‍د.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 17:14  توسط محمد  | 

فرزاد حسنیفرزاد حسنی در اولین گفت و گوی خود پس از مصاحبه با سردار رادان می گوید:«همان برنامه با سردار رادان را هم که خيلي‌ها غير عادي مي‌دانند به نظرم يك برنامه کاملا عادي آمد. و نمي‌دانم که در آن دو، سه روز فشارها از کجا ناشي شد و بعد هم كه پيگيري نکردم»

متن کامل این گفت و گو بدین شرح است:

آقای حسنی مردم می پرسند از پارسال تا حالا بعد از مصاحبه با سردار رادان و آقای مرتضوی کجا هستید؟

البته معمولا پيگيري‌هاي مردم جواب مي‌دهد. و جواب‌هايشان را، حتي سريعتر از رسانه‌ها، پيدا مي‌کنند و اين شايد يکي از مشکلات رسانه‌هاي ما باشد، چه مکتوب و چه غير مکتوب که مردم جواب‌هايشان را سريع‌تر و از طريق ديگر پيدا مي‌کنند. بايد بگوييم که چند وقت است رسانه‌ها از مردم عقب افتاده‌اند.

خودتان هم ظاهرا محل نمي‌گذاشتيد و گفت و گو هم که نمي‌کرديد.

اصلا اين طور نيست. اتفاقا اين نهايت محل گذاشتن به شعور و نگاه مردم بوده است. من اصلا دوست ندارم موقعي که قرار است مردم دلواپس شوند، حاضر شوم يا موقعي که قرار است به يک شايعه دامن زده شود و بزرگ شود و سرباز کند، خودم را نشان دهم. دوست دارم وقتي صحبت کنم که يک جريان فرهنگي در حد عادي و معمول خودش حرکت مي‌کند كه نه رو به زوال است و نه رو به پايان. بعد از قضيه برنامه کوله پشتي که به انتها رسيد....

به انتها که نرسيد. وسطش متوقف شد.

حضور من متوقف شد اما خود برنامه نه! چون نگاه مجموعه دوستان مسئول در شبکه سوم به گونه‌اي بود که خود برنامه به حرکتش ادامه خواهد داد.

مي‌شود در اين مورد هم صحبت کنيم که چگونه است که آقاي مدرس به جاي هر کسي که از برنامه‌اش بلند مي‌شود، مي‌نشيند؟دقيقا يک مدتي دائما اين اتفاق مي‌افتاد.

نمي‌دانم. اين بستگي به روحيات بعضي از دوستان دارد. من مدت‌ها شاگرد استاد منوچهر نوذري بودم. ايشان يک نکته‌اي به من گفتند که من اين نکته را حتي در مورد برنامه صندلي داغ هم رعايت کردم. ايشان فرمودند که هيچ وقت جاي کسي نرو! به هر حال بهترين آدم‌ها در قياس با يکديگر چيزهايي کم دارند و نمي‌توان در اين قضيه شک کرد.

در برنامه مسابقه هفته به بدترين شکل چنين اتفاقي افتاد. يعني يک آقايي که خيلي هم اطلاعات داشت...

اين دقيقا همان مثالي بود که من هم مي‌خواستم بزنم. منظورت آقاي سلامي‌است، و در برنامه «صبح هفته» مي‌ديديم که همين آقا نقش مجري را چقدر پرمغز مي‌توانست ايفا کند. خلاصه آقاي نوذري مي‌فرمودند هيچ وقت جاي کسي نرويد چون بالاخره وقتي انسان‌ها با هم قياس شوند يک سري چيزها کم مي‌آورند و از آن مهمتر هر کسي برنامه‌اي را شروع مي‌کند يک طعم و مزه‌اي به آن خواهد داد. يعني شما نمي‌توانيد فقط لوگو و پيشاني و عنوان چيزي را حفظ کنيد و بعد از درون خالي‌اش کنيد. مردم زود متوجه اين تغيير خواهند شد. من اين را رعايت مي‌کنم. حالا ممکن است دوستان ديگر در باقي برنامه‌ها اين برايشان خيلي مورد و مشكلي نباشد که خب، اين هم عيب و علتي نيست و مي‌توانند به عنوان يک وظيفه سازماني چيزي را به انتها برسانند و از لحاظ دلي هم بنده هيچ وقت گلايه نمي‌کنم.

تابستان امسال هم برنامه کوله پشتي ادامه پيدا نکرد. تبديل به برنامه ديگري شده انگار.

آن طور که معاونان شبکه در جلسه تابستاني با خبرنگاران اعلام کردند، برنامه‌اي به جاي کوله پشتي آماده شده که در واقع ادامه همان کوله پشتي است و به عبارتي کوله پشتي نويني به حساب مي‌آيد.

خب پس چرا اسمش را کوله پشتي نگذاشتند؟

نمي‌دانم چرا. چون خيلي متوجه اين سياست‌ها نيستم. نمي‌توانم اطلاعاتي به‌تان بدهم که چرا اسمش را اين گذاشتند. اما اين طور عنوان شده که کوله پشتي جديد تحت عنوان «کولاک» و با اجراي دوست هنرمندمان آقاي اردشير رستمي است. آن زمان که برنامه به انتها رسيد، بعد از اين که من آن مصاحبه را با آقاي رادان داشتم، شبي هم در خدمت آقاي مرتضوي بوديم، بعد چهار يا شش شب در مورد مقوله اعتياد صحبت کرديم که خيلي هم بحث آرام و خوبي بود و احساس مي‌کنم که موفق‌ترين بحث آن موقع کوله پشتي همين بحث اعتيادش بود که متاسفانه ديده هم نشد. بعد از آن هم که از من خواسته شد که ديگر برنامه را ادامه ندهم...

چطور از شما خواستند که برنامه را ادامه ندهيد؟ يعني گفتند که ديگر حضورت به عنوان مجري اين جا ممکن نيست؟

نه. من منزل بودم و داشتم آماده مي‌شدم که سر برنامه کوله پشتي بروم - تا جايي که يادم مي‌آيد آن شب هم قرار بود ادامه بحث اعتياد باشد- اما به من زنگ زدند و مدير گروه‌مان گفتند که از امشب حضرتعالي نياييد.

خب، ولي شما قبلش خودتان نمي‌خواستيد برويد. من يادم است.

ببينيد بالاخره براي هر کسي که در برنامه‌اي دارد کار مي‌کند ترديدهايي ممکن است پيش بيايد. مسائلي پيش بيايد که با خودش فکر کند که: حالا بروم يا بمانم؟! در اين برنامه هم من يک بار اين گمانه‌زني را کرده بودم و به دوستان هم گفته بودم که شايد از يک جايي خوب باشد که من نباشم.

درباره موضع دوستان چي؟ موضع آن‌ها برايم جالب است که زماني اصرار مي‌كردند که شما حتما بياييد و بعد از دو، سه روز گفتند نياييد.

نمي‌دانم. حتي همان برنامه با سردار رادان را هم که خيلي‌ها غير عادي مي‌دانند به نظرم يك برنامه کاملا عادي آمد. و نمي‌دانم که در آن دو، سه روز فشارها از کجا ناشي شد و بعد هم كه پيگيري نکردم.

يک بحثي هم آن زمان مطرح شد در خصوص اين که شما ممنوع التصوير شده‌ايد.

اصلا و ابدا. اين مسئله چندبار ذکر شده و همين چند وقت پيش هم در برنامه‌اي مطرح شد که من سريعا نفي‌اش کردم. نه اين طور نيست. من الان در سازمان حضور دارم. در راديو حتي برنامه زنده دارم. در جام جم هم برنامه اجرا مي‌کنم.فقط معمولا سالي يک بار بيشتر برنامه تلويزيوني ندارم. به جز سالي که برنامه "فوق‌العاده" بود و با دو برنامه روي صفحه تلويزيون ظاهر شدم، عدم حضورم در تلويزيون تا الان چيز غير معمولي نيست. همان روال سالي يک برنامه است.

يعني امسال برنامه داريد؟

امسال هم بستگي دارد ديگر. بايد ببينيم که چه طرح و چه برنامه‌اي به دل مردم مي‌نشيند. چون من اين طوري نيستم که به هر قيمتي حاضر شوم جلوي دوربين قرار بگيرم. دوست دارم برنامه‌اي که در آن قرار مي‌گيرم، برنامه خوبي باشد.

شما برنامه‌هاي اخير را هم دنبال مي‌کنید؟

من هر آن چه که ساخته شود و از تلويزيون پخش شود را نگاه مي‌کنم.
خب اين خيلي حرفه‌اي است.

نمونه‌هاي خارجي را هم نگاه مي‌کنيد؟

بله من وقتي تازه گفت و گو را شروع کردم خيلي از مدل‌هاي خارجي را اصلا دوستانم برايم ترجمه مي‌کردند که با آن‌ها آشنا بشوم. ولي بهتان بگويم که اصلا نمي‌شود آن شيوه‌ها را پياده کرد. يک دنياي ديگر و يک فرهنگ ديگر است. مي‌تواني آن برنامه‌ها را در آن جوامع ببيني و لذت ببري اما غير از اين فقط يک گرته‌برداري غلط و لنگ است.

ولي ظاهرا شما دکور كوله‌پشتي را از يک برنامه خارجي گرفته بوديد.

بله. برنامه فرانسه 24. فقط چون از دکورش خوشمان آمد.

اين جدي گرفتن كار را مي‌شد از همان اول در كارتان ديد. سال‌ها قبل در برنامه‌اي به مناسبت دهه فجر مجري بوديد و به عنوان يک مجري يک متن طولاني را از حفظ کرده بوديد.

تله‌تئاتري بود به کارگرداني کاظم بلوچي و تهيه‌کنندگي آقاي جلالي به نام پايان پادشاهي. همان تيمي‌که برنامه صندلي داغ را مي‌سازند. خيلي‌ها براي اين کار کانديدا بودند اما يکي از عواملي که من انتخاب شدم به اين دليل بود که بايد در يک مدت زمان پنج يا ده دقيقه‌اي، بيست صفحه متن- آن هم متن تاريخي که وابستگي‌هاي متني دارد و نمي‌تواني از خودت چيزي اضافه کني – را در يک برداشت مي‌گرفتيم.

كي بود كه براي اولين بار حس کرديد برنامه‌‌اي از شما بين مردم گرفته و مخاطب را جذب کرده است؟

من از بچگي که تلويزيون نگاه مي‌کردم هميشه احساس مي‌کردم يک چيز در اين مجري‌ها کم است. احساس مي‌کردم آن‌ها نمي‌توانند طوري صحبت کنند که انگار بغل دست‌مان نشسته‌اند.

شما کار آکادميک نکرده بوديد؟مثلا در رشته صدا؟

چرا. من خدمت آقاي سمندريان هم کارگرداني خواندم هم بازيگري. خدمت آقاي تارخ بازيگري خواندم و خدمت آقاي سيروس شاملو هم پانتوميم کار کردم.

آخر معمولا در رشته ما کساني که روزنامه‌نگاري مي‌خوانند، اتفاقا روزنامه‌نگارهاي خوبي از آب درنمي‌آيند! آن‌هايي خوبند که براساس غريزه‌شان کار مي‌کنند. مي‌خواهم ببينم که در حرفه شما هم اين نكته صادق است؟

اجراهاي من هم کاملا غريزي بوده است. اما اعتقاد دارم چيزهايي که در من وجود دارد بايد رشد پيدا کند.

رشته خودتان در دانشگاه چه بوده؟

در دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي مهندسي مکانيک طراحي جامدات خواندم.

از رشته تان استفاده هم مي‌کنيد؟

فقط ار نظر ديد به من کمک کرده است. به ديد دادن معتقد هستم ولي هيچ وقت کار فني نکرده‌ام.

مثل مهندس‌هايي که کار سياسي مي‌کنند.

دقيقا. اصلا کل فتنه‌هاي اين جامعه دست مهندس‌هاست. يادتان باشد.

پس تکنيک‌هاي اجرا را از درس‌هايتان ياد نگرفتيد. از نگاه کردن‌ها آموختيد.
بود که از حرف زدن رضا صفدري در برنامه «تا هشت و نيم» لذت مي‌بردم يا مثلا اجراهايي که در دوران کودکي من بود و شبکه دو سيما مسئوليت پخش برنامه‌هاي نوجوان را برعهده گرفته بود و دو روز درهفته اگر اشتباه نکنم برنامه جوانه‌ها پخش مي‌شد که خانم پوريامين مجري‌اش بودند. آن اجرا هم خيلي خوب بود. يک روز سر کلاس خانم پوريامين گفتم که دانشجوياني که از ايشان ياد مي‌گيريد، گول نخوريد. ايشان ذاتا لحن خوبي دارند يا مثلا خانم بهروان. اين‌ها لحن خودشان است نه ادبي صحبت کردن‌شان. جادوي لحن آن‌ها خداداد است. اين سه تا مجري که من گفتم هيچ کدام ربطي به هم ندارند. و بايد براي‌تان عجيب باشد که من چه طور اين سه تا را دوست دارم؟! اما يک ويژگي دارند. در کاري که انجام مي‌دهند به شدت حقيقت‌گرا هستند و به هيچ عنوان اهل ادا و اصول نيستند. بهروان محکم صحبت مي‌کند ولي عاميانه، رضا صفدري از ادبيات محمد صالح‌علا وام مي‌گيرد: شبهاي زعفراني و .....

هنر صفدري اين است که اين را طوري مي‌گويد که تو حس نمي‌کني که نشسته و اجرا مي‌کند.

اتفاقا، دقيقا هم صفدري و هم بهروان دارند اجرا مي‌کنند. اين خيلي بحث خوبي است که شروع کردي. مدت‌هاست که مي‌خواهم حرفي در اين باره بزنم. وقتي شهرياري و شجاعي‌مهر و آتش‌افروز مي‌آيند تو مي‌داني که دارند اجرا مي‌کنند و يک لحظه هم اين را فراموش نمي‌کني. اصلا آن‌ها به تو اجازه نمي‌دهند جور ديگري فکر کني. خانم بهروان و پوريامين و صفدري لحني دارند که چيزهايي را که وام مي‌گيرند از آن خودشان مي‌کنند. ديگران هم آمدند ادبيات و لحن آن‌ها را تقليد کنند شکست خوردند اما منوچهر نوذري با آن‌ها فرق دارد. با ديدن او فراموش مي‌کني که در حال اجراست. همه مجري‌ها قابل پيش‌بيني هستند ولي درمورد او نمي‌داني که هر لحظه چه اتفاقي ممکن است بيفتد. در صبح جمعه با شما حتي از لحاظ شنيداري هم نمي‌تواني جمله بعدي را پيش بيني کني.

ويژگي ديگرش هم تکه انداختن است.

دقيقا. نمي‌دانم کساني که درباره طنز مي‌آيند و صحبت مي‌کنند مگر صبغه و سابقه طنز ما را فراموش کرده‌اند؟ چه طور مي‌خواهند فکاهه را از طنز ما بگيرند. ما مثال مي‌زنيم ولي نمونه نمي‌توانيم بياوريم. به طرف کدام قبله طنز مي‌خواهيم حرکت کنيم؟اين تکه انداختن و فکاهه از ويژگي‌هاي آقاي نوذري است. يا مثلا آقاي نوذري اجراسالار است. آن هم در شرايطي كه همه فکر مي‌کنند هر کسي صدايش بم‌تر و کلفت‌تر باشد دوبلورتر است.

حالا آن تکنيک‌هايي که گفتيد فکر مي‌کرديد مي‌توانيد از طريق آن‌ها متفاوت جلوه كنيد چه بود؟

اولا چيزي که من داشتم و در بازي‌ام هم دارم و فکر مي‌کنم نکته اصلي هم هست، اين است که خودم باشم. با خودم و بقيه روراست باشم. آن خود بودن خيلي مهم است.

حالا واقعا خودتان هستيد؟

آره.

آخر برخي مي‌گويند در حرف‌هاي شما مدح و ثناهايي وجود دارد که مال خودتان نيست...

نه. اصلا به اين صورت نيست. از تاثيرگذاري من مي‌شود پي برد كه از اين كارها نمي‌كنم.

در تاثيرگذاري شما حرفي نيست. ولي مثلا در نوع پوشش شما که خيلي راحت به تلويزيون مي‌آييد و کت و شلواري مانند مجري‌هاي سابق در کار نيست، اين‌ها مال خودتان است؟

آره. بگذاريد اين جوري بگويم. ياد گرفته‌ام که پيامبران براي تعادل آمده‌اند. راستش حس کردم ما از بس کت و شلوار ديده‌ايم خسته شده‌ايم. انگار نماد خيلي شخيص بودن و شکيل بودن کت و شلوار است. و اين که چه لباسي بپوشم کاملا انتخاب خودم بود.

يعني تهيه‌کننده و هيچ کس ديگري دخالتي نداشت؟چقدر به شما تحذير دادند؟

به هر حال بوده و براي همه هم هست. يعني چيز عجيبي نبوده که مال من جداي از بقيه باشد.

اصلا برنامه‌اي بوده که شما کت و شلوار بپوشيد؟

بله. در برنامه‌هاي ويژه عيد، چون جزو رسوم است، کت و شلوار مي‌پوشم. ولي در برنامه‌هاي معمولي فکر کنم فقط يک بار.

اتفاقا مديران شبکه، بندگان خدا، اصلا روي اين چيزها حساسيت به خرج نمي‌دهند.مگر اين که کسي از بيرون بيايد. مثلا يادم هست من شلوار جين مي‌پوشيدم و پايينش را تا مي‌زدم. کسي هم چيزي نمي‌گفت تا اين که يک مجله فکر کنم مطلبي نوشت که فرزاد حسني از همين حالا شروع کرده به کارهاي جديد که شلوار جين بپوشد و پاچه‌اش را تا بزند. اين شد که از فردا گفتند انگار خيلي‌ها دارند حساس مي‌شوند. شما اين را مي‌پوشي ايرادي ندارد فقط پاچه‌اش را لطفا تا نزن. (باخنده) البته راست مي‌گفتند؛ ديگر مد نبود.

بعد در مورد نوع حرف زدن شما؟

مال خودم است.

جدا از اين که مال خودتان هست چه طور تحمل کردند؟ البته بالاخره يک جا بريدند ديگر که نگذاشتند ادامه بدهيد!

مي‌خواهم شما را در حيراني‌هايم شريک کنم که خودم هم در اين مورد مانده‌ام! ولي يک چيزي احساس مي‌کنم. از آن جا که صادقانه اين طوري صحبت مي‌کنم و در پي ادا و نمايش و حالا من را تماشا کنيد نبوده‌ام، و چيزي بوده که در دل‌ام نهفته بوده است، پس چون صداقت‌ام را مي‌ديدند تحمل مي‌کردند. البته در کارم اشتباه‌هايي هم داشتم اما فکر کنم حتي بي‌انصاف‌ترين منتقدان هم اعتراف کنند که کار نويي بوده است. و اين که حرف‌ها مايه‌دار بوده است. هجو و هزل نبوده. ما هيچ وقت براي خنداندن مردم جوک تعريف نکرديم. منظورم حرف لغو است. البته اکثر برنامه‌هاي طنز راديو را من کارگرداني مي‌کردم. بحث جدي هم داشتم. هر دو بوده است.

راجع به نگاه کردن‌ات. اين که مستقيم در چشم مهمان‌ها خيره مي‌شويد.

اين‌ها را واقعا بايد بپرسي. چون اگر من بگويم مي‌شود: خودگويي و خودخندي!

چون تلويزيون ما دولتي است، مردم ما مجري‌ها را هميشه نماينده دولت مي‌ديده‌اند. اما شما كمتر نماينده حکومت به نظر مي‌رسيد. يا حکومت خيلي لحنش را عوض کرده بود. چون خيلي شوخي‌ها هم مي‌کرديد.

نه. ما عضوي از حکومت و فردي از نظام هستيم. چنان که با اين تعريف همه ملت را بايد جزيي از نظام تعريف کرد. نمادي در تلويزيون هستيم که داريم حرف مي‌زنيم و نبايد خارج از قانون رسانه کار بکنيم که خيلي طبيعي است. ولي مي‌توانيم با لحن‌هاي مختلف و گويش‌هاي گوناگون در رسانه حرف بزنيم. اين مشکلي ندارد. اين که بگوييم مجري تلويزيون بايد کسي باشد که ديگران از او الگو بگيرند غلط است.

ولي مجري‌ها امكان و قابليت ستاره شدن را دارند.

بله ولي نه آن گونه که مثلا مردم از روي آن‌ها لباس بپوشند. لزومي‌هم ندارد. من فکر نمي‌کنم اين چند ساله بازيگر يا مجري مدل مويي معرفي كند که بيرون مردم از آن تقليد کنند. ما اصلا نگاه رسانه‌اي‌مان اين نيست كه مدل موي خاصي ترويج شود که البته بايد اين گونه باشد. تنها موردي که لباس از رسانه بين مردم رفته پوشش حسن جوهرچي و لعيا زنگنه در سريال «در پناه تو» بوده است.

درباره تكه و تكه‌پراني‌ مجري‌ها حرف زديم. حالا حد و مرزش كجاست؟
آفرين. اين همين دردي است که باعث مي‌شود ديگر گل آقا و خورجيني منتشر نشود و اگر بخواهي جايي ستون طنز و کاريکاتور داشته باشي دست و دلت بلرزد.

کجاها شما را در تکه انداختن و حرف زدن ممنوع کردند؟

ببين اتفاقا مديران ما علاقمند هستند که برنامه‌ها با نشاط پيش برود اما خود آن‌ها هم در تعيين کردن حدش مانده‌اند. نمي‌دانند چه بايد بکنند. آقاي نوذري خاطره‌اي براي من تعريف مي‌كردند. زمان مسابقه هفته آقاي نوذري تکه مي‌انداختند و برنامه هم پخش مي‌شد تا اين که به ايشان گفتند که نبايد تکه بياندازي. قبول کرد و لج کرد و خشک رفت. کاملا خشک. زنگ زدند گفتند تکه‌هايت را بينداز.

يکي از همکاران شما مي‌گفت که اصلا بخشي از اين تكه انداختن‌ها تقصير مردم است و ربطي به صدا و سيما ندارد.

اگر من يک تکه خوب بياندازم هيچ کس زنگ نمي‌زند که عجب تکه خوبي انداختي، از آقاي حسني تشکر کنيد. ولي يک وقت همه زنگ مي‌زنند که نه آقا شئونات را رعايت کنيد. اصلا بگذاريد يکي از برگه‌هاي نظرسنجي مردم را راجع به مجري‌اي بگويم که ديگر هم برنامه اجرا نمي‌کند. مردم گفته بودند که آقا چرا اين مجري اين جوري خودش را آرايش مي‌کند؟ آمده بود جلوي دوربين و به صورتش فوم زده بود. يعني تو بايد از اول اين آدم را روشن کني که مجري وقتي جلوي دوربين مي‌آيد بايد به صورتش فوم زده باشد. خوب اين بدون هيچ کارشناسي نوشته مي‌شود و به مدير شبکه داده مي‌شود. بعد مدير زنگ مي‌زند و مي‌گويد کمش کنيد.

تعادل بين اين‌ها چگونه برقرار مي‌شود؟

اين همان مشکلي هست که بايد دست يکديگر را بگيريم و پا به پا برويم. اگر هم رسانه قواعد و قوانيني براي خودش داشته باشد و براي مردم هم آن‌ها روشن کند از اين اتفاق‌ها نمي‌افتد. نمي‌شود که هر کس اعتراضي داشت باعث حذف شود. رسانه بايد قوانين روشني داشته باشد.

خود شما از كجا متوجه خط قرمزها مي‌شويد؟

يک دفترچه داريم که خط قرمزها در آن منتشر شده است. يعني درواقع سياستگذاري‌هاي کلي در آن نوشته شده است. مثلا اين که مجري هنگام حرف زدن نبايد بد حرف بزند يا اصطلاحات بيگانه به کار ببرد. نبايد موهن حرف بزند. مشکل اين جاست که مصاديق آن‌ها مشخص نيست.

اين‌ها كه خيلي كلي است. بد نيست در مورد مصاديق حرف بزنيم. مثلا در مورد برنامه «جزر و مد» اين اتفاق افتاد که يک روز شما باشيد و يک روز نه که گويا در مورد تورات حرف زده بوديد.

واقعا چنين چيزي نبوده است. يک سري از سايت‌ها اين را عنوان کردند که کاملا دروغ بود. من با يک سري از دوستان برنامه‌ساز اختلاف کاملا شخصي داشتم و آن اتفاق افتاد. شرط مسلماني در اين است که همه پيامبرهاي قبلي را قبول داشته باشيم. مگر مي‌شود اين را انکار کرد؟! پس اصلا چنين بحثي نبوده. بحث سر ميزانسن و اختلاف نظر شخصي ما بود.

حالا كه صحبت از مصداق‌ها شد، برگرديم و كمي‌به كارنامه كاري‌تان به لحاظ زماني نگاه كنيم. شروع شهرت شما با كوله‌پشتي بود...
را براي مردم جذاب کند.

نکته دقيقا همين بود. اين جا بحث تعادل پيش مي‌آيد. يعني من در برنامه با يک سري آدم نخبه علمي‌حرف مي‌زنم که گرفتن عکس‌العملهايشان خيلي نافع وخوب و شيرين است. چون خودم دانشگاه را پشت سر گذاشتم و سابقه اين بحث‌ها را داشتم مي‌توانستم برنامه را بچرخانم. من مي‌بايست در عرض 45 دقيقه آدمي‌را که هيچ کس نمي‌شناسد- ببينيد چقدر دردم بزرگ بود!- و برايش اهميتي هم ندارد که چه کسي هست را آشنا و جذاب و خودماني کنم. يعني بايد براي مردم جذاب مي‌بود که اين آدم چه طوري درس خوانده؟با پدر و مادرش چگونه است؟ نه اين که بخواهيم نتيجه‌گيري کنيم. نتيجه گيري يعني چه؟ عامل اصلي نتيجه‌گيري معلم‌هاي انشا هستند که 8 نمره انشا نتيجه‌گيري بود! يعني چه؟ خود مهمان حرف زد ديگر! من نبايد نتيجه بگيرم! به قول آقاي نوذري: هموني که تو فيلم بود! اصلا چه لزومي‌به نتيجه‌گيري هست؟ مگر ما هميشه در بحث‌هايمان به نتيجه مي‌رسيم؟

يا اصلا چه کسي گفته بايد مقدمه‌اي در کار باشد؟

من اولين کسي بودم که بدون مقدمه شروع کردم. بسم الله الرحمن الرحيم و سلام. اين که ممنون از اينکه به ما چشم دوختيد و اين حرف‌ها، اضافه و چرت و پرت است. بقيه حرف‌ها به جز به نام خدا و سالم زايد است.

ولي در مصاحبه با شخصيت‌ها در برنامه فوق‌العاده از اين جور مقدمات داشتيد.برنامه‌اي كه انگار از دو بخش تشكيل شده بود. يک بخش برنامه با وزرا که عادي بود و درباره کارنامه و عملکردشان بود و يک بخش گفت و گو با شخصيت‌ها که بخش جذاب‌تر کار بود. در همين مصاحبه‌ها هم انگار دو شيوه اجرا داشتيد. با گروه اول انگار جاهايي خسته مي‌شديد و رها مي‌کرديد تا خودشان صحبت کنند.

نه اتفاقا مواظب اين قضيه هستم. چون برنامه ام هست و بايد مراقب باشم. يک وزير آمده بود همان لحظه اول محافظش را از پشت دوربين صدا کردم و گفتم مشکل ايشان چيست؟ گفت مشکل اين است که ايشان اصلا مسائل امنيتي را رعايت نمي‌کند و ما را ديوانه کرده است. من سر برنامه مراقب همه چيز هستم. يک سري برنامه زنده داشتيم مثل همين‌ها و يک سري هم برنامه با شخصيت‌هايي مثل آقاي رفسنجاني و آقاي مهدوي کني و آقاي ناطق نوري که آن برنامه‌ها را توليدي گرفتيم.

نمي‌شد به استوديو بيايند؟

نمي‌دانم. من درباره نوع مهمان و جايي که بايد مصاحبه انجام شود هيچ وقت هيچ پيشنهادي نمي‌کنم. خودم را درگير اين حواشي نمي‌کنم که روي يک شخصيت زوم کنم. هر چند طرح برنامه از من بوده باشد که برنامه اين فرم و شکل را داشته باشد. ولي از روز اول تا آخري که در تلويزيون کار کنم هيچ وقت نه مهماني پيشنهاد کردم و نه مي‌کنم. مهمان‌ها را گروه فکري برنامه دعوت مي‌کنند.

معمولا کي خبردار مي‌شويد که مهمانتان چه کسي است؟
صدا و سيما هر کاري بکند به هر حال اين تهمت را مي‌زنند. من يک مجري ام و يک عده سياست‌گذار داريم. هر کس بايد کار خودش را بکند.

در زمينه سوال‌هايتان مرزبندي نداريد که چه سوالي را بپرسيد و چه چيزي را نه؟ توي گوشتان گوشي نداريد؟

اصلا گوشي نمي‌گذارم. هيچ وقت نداشتم و اعتقادي هم ندارم.

مگر دست خودتان است؟ يعني اگر در مصاحبه با آقاي رادان گوشي در گوش‌تان بود کار راحت تر نمي‌شد که مثلا بگويند اين جا را کوتاه کن؟

مابين آيتم‌ها تهيه کننده نظراتش را مي‌گويد.

برخي مي‌گويند که گوشي براي زمان‌بندي است.

جلويمان هميشه ساعت هست!

حالا مگر گوشي بد است؟

اعتقادي ندارم، نمي‌دانم. من به اين خاطر گوشي نمي‌گذارم، چون وقتي توگوشم صحبت مي‌کنند تمرکزم را از دست مي‌دهم و اصلا حيفم مي‌آيد كه يک واو اشتباه منتقل شود.

راستي قسمت‌هاي ضبط شده برنامه "فوق‌العاده" چقدر سانسور داشت؟

برنامه‌هاي زنده که اصولا سانسور ندارد. در برنامه‌هاي ضبط شده هم در تايم‌هاي مختلفي حذف مي‌شدند که شايد به دليل تصحيح لغت بوده باشند به خصوص اينکه برنامه توليدي از نظر هنري خيلي مهم است.

آيا سوالات‌تان را ويرايش هم کردند؟

نه، من هر سوالي که پرسيدم پخش شد. اصلا دليلي که آن برنامه‌ها بيشتر گرفت اين بود که ما هم آدم‌هاي‌مان از درجه اهميت بالاتري برخوردار بودند و هم سوال‌هاي‌مان.

حذفي‌ها از طرف صدا و سيما بود يا از طرف خود مهمان‌ها؟ مثلا يکي از مهمان‌هاي تان بخواهد يک جمله‌اي که گفته پخش نشود.

آره مي‌شد، مثلا گاهي يکي از مهمان‌ها مي‌خواست که يک جمله را تصحيح کنيم. فرق مصاحبه زنده و توليدي هم در همين است ديگر.

و بالاخره يك سوال مهم. اگر مي‌خواستيد همين برنامه‌ها را در يک تلويزيون غير دولتي اجرا کنيد چگونه اجرا مي‌کرديد؟

هيچ فرقي براي من نمي‌کرد.

يعني شما حتي در انتخاب مهمانان‌تان همين طور عمل مي‌کرديد؟برنامه‌هايي که با حضور همين مهمانان بود را همينگونه اجرا مي‌کردم و حالا اگر مهمانان ديگري بودند، من هم شايد به گونه‌اي ديگر عمل مي‌کردم.



در برنامه « کوله پشتي» پنج دقيقه قبل از شروع برنامه خبردار مي‌شدم!

يعني چه؟ مگر مطالعه نمي‌کرديد؟

آن‌ها مهمانان عادي و معمول و معقول بودند که محض آشنايي با آن‌ها مي‌توانستيم با ايشان گفت و گو کنيم. چون شاخص‌هاي آن برنامه گفتم که موضوع محور بود. اما در مورد شخصيت‌هاي آشنا دقيقا مي‌دانستم که چه کسي مي‌آيد. در برنامه «فوق العاده» که قبل از آن تحقيق مي‌کردم. تا حالا نشده با شخصيتي بدون تحقيق گفت و گو کنم.

وقتي مي‌گوييد در انتخاب مهمان‌ها نقشي نداريد نمي‌ترسيد که برنامه‌هايتان به طرفي برود که شما را به يک جناح يا گروه سياسي وابسته کنند؟

منظر نظر و شروعش همان جنبش نرم‌افزاري بود که به سوي علم پيش برويم. يک چيزي هم مد نظر داشتم که خيلي دير به آن رسيديم اين بود که يکنفر که مي‌رود مهندس مکانيک مي‌شود آيا نبايد تاريخ و سياست و ادبيات بداند؟ نفر اول المپياد هست؟ خوب باشد. در اين مصاحبه‌ها مي‌خواستيم بگوييم يک نفر نبايد تک بعدي باشد. بايد جميع‌الجهات باشد. آدم بايد در همه ابعاد رشد کند. و گپ ما با کساني بود که کسي نمي‌شناخت‌شان.

اين خيلي کار مهمي‌بود که يک نفر با نفر اول المپياد برنامه‌اي بسازد که آن برنامه


به هر حال کسي به عنوان ناظر وجود دارد و وظيفه نظارت هم توضيح دادن است. اما توضيح به اين معني نيست که تو اشتباه کردي. گاهي به معناي تحذير و بيدارباش است. تنبه است.

بله. دقيقا.

بازيگري را بيشتر دوست داشتيد يا اجرا را؟به نظرم نکته مهمي‌است.

خودم هم نمي‌دانم. خب من اين کار را دوست داشتم ديگر. براي بازيگري آمدم. هنوز هم قصدم همين است و خودم را بازيگر مي‌دانم و کار بازيگري را دوست دارم و ادامه مي‌دهم. اجرا يک مرحله بود که احساس مي‌کردم تغييري مي‌تواند در من ايجاد كند. دليل اصلي قبول من براي اجرا، به ويژه در راديو، حدود ده سال پيش، استاد منوچهر نوذري بود. يعني احساس مي‌کردم در برخورد خودماني و مبتني بر مولفه‌هاي آشناي ايشان در گفتار و رفتار و واژه‌هاي خاصي که ايشان دارند و از خود مردم هم گرفته‌اند – يعني يک چيزي از خودت بگيرند و طوري به تو پس دهند که خودت عاشق داشته‌ات بشوي- اين‌ها باعث شد که من کار اجرا را انجام دهم. وگرنه هيچ اجرايي تا حالا اشتهاي مرا تحريک نکرده است. هرچند دوره‌اي

بیماری قلبی تان خوب شد؟متاسفانه این سناریویی بود که از قبل ضد من طراحی شده بود من هیچ بیماری ندارم حتی سرم هم درد نمیکند
وتنها بهانه ای بود تا مرا کم کمک از برنامه کنار بزنند در رابطه با همین موضوع شب مادرم زنگ زد وگفت فرزاد چته  چرا سر اجرا نرفتی مدرس داره میگه مشکل قلبی داری راست بگو چت شده
حتی در مسابقه انروی سکه که از شبکه ۲ پخش میشد مجری برنامه گفت یکی از مجریان عزیز دچار کسالت شدند برای شفای ایشان دعا کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 12:43  توسط محمد  | 

Image

 گويي همه نگاه‌هايي كه به ساختمان هيات فوتبال تهران دوخته شده و امضاهايي كه در دفتر كل اين هيات به ثبت مي‌رسد ، مهم‌ترين اخباري است كه هواداران فوتبال در روزهاي كساد اين رشته كشور جستجو مي‌كنند.عقد قرارداد بازيكنان و ستاره ها، سوژه دلخواه روزنامه‌ها در گيشه شده است و بازي با ارقام، مهم‌ترين و شايد تنها وظيفه‌اي باشد كه مديران باشگاهي فوتبال براي خود مي‌بينند.
همه چيز در جذب نامي‌ها خلاصه مي‌شود و چه جالب است وقتي مي‌بينيم امسال تيمي با عنوان كم بضاعت وجود ندارد. سفره تيم‌هاي متمول كه بيشترشان دولتي هستند پهن است و نشانه‌هايي پررنگ از تيم‌هاي خصوصي نمي‌بينيم؛ ابومسلم و استقلال اهواز و ديگر هيچ !
فكر مي‌كنيد گران ترين بازيكنان ليگ هشتم تا اين لحظه چه كساني هستند؟ شايد مي‌خواهيد از ابراهيم توره، فرزاد آشوبي، عماد رضا، نيكبخت و حسين كاظمي اسم ببريد؛ اما ميان بازيكناني كه پاي ميز مذاكره با تمامي مديران ليگ برتري مي‌نشينند تا سرانجام با عقد قراردادي هنگفت خود را به جلد رسانه‌ها تحميل كنند، صاحبان واقعي ركوردها فراموش مي‌شوند. مربيان و مردان نيمكت نشين فوتبال ايران در حقيقت گران قيمت ترين مردان فصل نقل و انتقالات فوتبال كشور هستند. مي‌توانيم به سياهه اين مربيان نگاهي بيندازيم.

علي دايي

آنچه همه را به ميزان مبلغ قرارداد اين مربي حساس كرد، حساسيتي بود كه در قبال مسكوت ماندن آن نشان مي‌داد. علي دايي حدود 3 ماه قراردادش با فدراسيون را به تعويق انداخت تا سرانجام بر  سر ميزان رقم آن به توافق برسد. درآمد سالانه 500 ميليون تومان از نظر او كافي نيست و براي توجيه ادعايش، حرف جالبي مي‌زند. او كلمنته را نمونه مي‌آورد كه براي هر سال يك ميليون و يكصدهزار دلار پيشنهاد داده بود. اما كلمنته كارنامه‌اي مشخص داشت و پيشينه‌اي كه در تاريخ به ثبت رسيده است. دايي با يك سال و نيم عمر مربيگري به نيمي از درآمد كلمنته مي‌رسد ! درآمد ماهانه او از تيم ملي ( منهاي قرارداد شركت توليدي پوشاكش با فدراسيون فوتبال)‌ و حقوقي كه بابت يك عضو بلند پايه در كارخانه سايپا برايش در نظر گرفته شده است، حيرت انگيز به نظر مي‌رسد. دايي را مي‌توانيم يكي از پردرآمدترين مربيان فوتبال ايران بدانيم. مردي كه هم سرمربي است، هم عضو هيات مديره باشگاه سايپا و هم يكي از اسپانسرهاي تيم ملي ايران !‌آيا به درآمد او غبطه نمي‌خوريد‌ ؟

افشين قطبي

با ناز رفت و با كرشمه بازگشت ! اما با چه رقمي؟ زماني كه علي آبادي از فرصت كاري اش مي‌زند و خود را درگير حضور دوباره او روي نيمكت پرسپوليس مي‌كند پس مي‌تواند با درخواستي بالا لطف مديران بلند پايه فوتبال ايران را هم بسنجد... رقم قراردادش حدود 800‌هزار دلار برآورد شده است. اما او برتري‌هايي نسبت به ديگر مربيان گران قيمت فوتبال ايران دارد. اول اين‌كه او يك راننده شخصي را تمام مدت كنار خود مي‌بيند كه با هزينه باشگاه استخدام شده است. منزلي مبله در منطقه‌اي  اعيان نشين در شمال پايتخت نيز به برگ برنده‌هاي او اضافه مي‌شود. چه چيز او را از گران قيمت ترين دور مي‌كند ؟ لااقل همه مي‌دانند او درآمدهاي جانبي از كنار تيمش نخواهد داشت. افشين قطبي هرگز ادعا نكرد رقم قراردادش براي يك مربي باشگاهي كه قصد حضور در باشگاه‌هاي آسيا را دارد، اندك است! اوبرای بازگشتش تنها خواستار کنار رفتن استیلی از تیم بود که اینکار را هم با هزار نیرنگ انجام داد!

امير قلعه نويي

او در سياهه مربياني مي‌گنجد كه براي بالابردن رقم قراردادشان، از سياست‌‌هاي تبليغاتي و رسانه‌اي استفاده مي‌كنند. قلعه‌نويي يك راه عجيب و در عين حال نوين ابداع كرد و به ازبكستان رفت. هرچند استعلام باشگاه استقلال از پاختاكور نشان داد او هرگز براي مذاكره به اين شهر سفر نكرده است، اما توانست باز هم با همين راه حل، دل مديريت باشگاه را براي رساندن رقم به 450 ميليون تومان براي عقد قراردادي يكساله جذب كند، رقمي كه براي اين مربي نجومي به نظر مي‌رسد. امير هرگز درباره رقمي كه در برگه او به ثبت رسيده هيچ توضيحي نمي‌دهد، ولي همين بس كه بدانيم استقلالي‌ها براي حفظ اين مربي، حاضر به پرداخت ماليات سالانه او هم شده‌اند.  امير مي‌تواند در فهرست سه مربي گران قيمت فوتبال ايران قرار بگيرد. آيا براي فتح الله‌زاده كه براي بازيكنان درجه دوم چك‌هاي چند صد ميليوني مي‌كشد، مردي كه توانست با قهرماني در حذفي، زندگي او را در اتاق مديريت باشگاه ادامه دهد، همين ميزان ارزش ندارد؟

پرويز مظلومي

شك نكنيد كه او به متمول ترين تيم رسيده است. تيمي كه توانست بازيكني مثل فرزاد آشوبي را با رقمي حدود 300 ميليون تومان جذب كند، بنابراين مشكلي براي خريدهاي سنگين‌تر ندارد. مس كرمان بعد از واكنش‌هاي سازمان تربيت بدني كوشيد رقم‌هاي پيشنهادي خود را مخفي نگه دارد، ولي اگر كمي گوش تيز كنيم، مي‌شنويم كه براي حضور پرويز مظلومي بيش از آنچه براي آشوبي هزينه شده را در چك‌هاي خود نوشته‌اند.  اين البته خبرهاي درگوشي و پنهاني است ! شما چقدر قبولش داريد؟

وينگو بگوويچ

فصل پيش خودش را يك مربي كاملا موفق ناميد و البته محق بود. او پس از يك سلسله ناكامي در فولاد، پرسپوليس، پگاه و البته يك فاجعه تاريخي با تيم المپيك توانست رده‌اي متوسط كسب كند و به رده پنجم برسد. حالا تصور مي‌كنيد اين مربي با اين كارنامه چقدر مي‌ارزد؟ با رقم‌هاي پاداش و جايزه‌هاي مختلف و احتمالي به 400 هزار دلار در سال مي‌رسد... مغزتان سوت كشيد؟ مهم نيست! وينگو در اين فوتبال پول‌هايي برده كه باور كردنش چندان ساده نيست.

... و اين چند نفر

بيژن ذوالفقارنسب در رشت آنقدر محبوب است كه تصور مي‌كنيم براي جذب او پولي نامتعارف خرج شده ! اما باور كنيد او از بازيكنان اين تيم پول بيشتري نگرفته است. رقم قراردادش حدود 200 ميليون تومان به ثبت رسيده و برعكس بسياري از مربيان، خودش ماليات پولي را كه مي‌گيرد پرداخت مي‌كند.

اكبر ميثاقيان هنوز نمي‌داند در سال آينده چقدر به حسابش مي‌ريزند. او قراردادش را سفيد امضا كرده و مديران باشگاه فعلا در حال محك زدن او هستند.

انگين فيرات كه هنوز كسي نفهميده ترك است يا ژرمن در دو جبهه صاحب منفعت مي‌شود؛ اولي تيم ملي و دومي سپاهان.تصور مي‌كنيد پولي كه در پايان يك سال در اختيار خواهد داشت به چه رقمي مي‌رسد؟ حدود 650 هزار دلار. البته اسكان و رفت و آمدش در اصفهان و تمامي هزينه‌هاي درماني اش هم به عهده سپاهان خواهد بود.
به اين فهرست بزودي مردان ديگري هم اضافه خواهد شد... بعيد است كسي اين ركوردها را بشكند. حتي سايپا هم گفته بود بيش‌از 500 هزار دلار براي يك مربي نام آشناي اروپايي هزينه

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 11:33  توسط محمد  | 

سلام ببخشید چند روزی کامپیوترم قات زده بود نتونستم بروز شم
ما پیروزا رفتیم بنزین بزنیم نمیدونم تو اخبار دیدین که تو یکی از جایگاههای سوخت اصفهان ماشینهاروشن نمیشد یا نه خلاصه از شانس بد ما صاف رفتیم تو همین جایگاهه چهارباغ بالا خلاصه بنزینا که زدیم اومدیم راه بیفتیم..............
ماشین روشن نشد هی استارت از ما انکار از روشن شدن خلاصه بعدش  دو سه تا ماشین دیگم همینطور مثل ما الاف شدند وماشینشون روشن نمیشد مامور جایگاه اومد وگفت در باک بنزینا باز بزارید یه۲۰دقیقه دیگه درست میشه ما هم اینکارا کردیم خلاصه ماشین روشن شد رفتیم
وظیفم بود به مردم اطلاع بدم که از جایگاه چهارباغ بالا جنب شرکت گاز سوخت گیری نکنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 12:48  توسط محمد  | 

                                                                  
image

بهه گزارش سايت خبري قدس ، محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در جمع خبرنگاران با مثبت خواندن سفرهاشمي رفسنجاني به عربستان سعودي بخش هايي از دستاوردهاي اين سفر را تشريح كرد.

وي گفت: حضور حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني در كنفرانس گفت و گوي بين اسلام و اديان الهي و سخنراني ايشان در آنجا تقريبا تمام فضاي همايش را تحت الشعاع قرار داد و همه علماي شركت كننده اعم از اهل سنت و تشيع اظهار داشتند كه بهترين سخنراني را آيت الله هاشمي رفسنجاني ايراد كرده اند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني با هيات همراه تقريبا چهار شب در بقيع زيارت كردند و همه ايراني هايي كه چه زن و چه مرد را به داخل بقيع بردند و هر چهار شب هم ما مراسم عزاداري داشتيم 

محسن:اكبر درست بشين دارند عكس ميگيرن

اكبر:محسن چيچي ميخوري برات بكشم

دوربينا چيكار داري دخترعرب خوشگله را بچسب

محسن:اكبر حالا اينا همه را چه جوري كوفت كنيم

اكبر: ببين اينجوري كوفتت كن محسن: بپا خفه نشي

اكبر: محسن اين كيه با خودت اوردي با اين غذا خوردنش

اين وزيرم  حالمونا بهم زد عين اين بچه سه ساله ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 20:23  توسط محمد  | 

ايا ميدانيد كارتهاي قرمز و زرداز چه زماني زمانی در فوتبال رایج شده است ؟

به گزارش پایگاه اینترنتی “دی وی آکتن ” آلمان ، “کن آستون ” رییس وقت کمیته داوران فیفا در جام جهانی۱۹۶۶ انگلیس برای نخستین بار استفاده از کارت زرد و قرمز را برای جریمه کردن بازیکنان خاطی به فدراسیون بین المللی فوتبال پیشنهاد کرد.

آستون ،رئيس وقت كميته داوران فيفا در جام حهاني۱۹۶۶ براي اولين بار پيشنهاد استفاده از كارتها براي چريمه كردن بازيكنان خاطي را به فيفا پيشنهاد كرد                                                                     كن استون در هنگام رانندگی و پس از رسیدن به چراغ راهنمایی به این فکر افتاد که از کارت زرد و قرمز در بازی فوتبال می توان برای جلوگیری از بازیکنان خاطی و جریمه شخصی آنان استفاده کرد.

در سال۱۹۷۰ در جام جهانی مکزیک برای نخستین بار استفاده از این کارتها توسط داوران آغاز شد و در پایان این جام ، داوران ۴۵ کارت زرد به بازیکنان خاطی نشان دادند و این درحالی بود که هیچ ورزشکاری از سوی داوران با کارت قرمز جریمه نشد.

در سال۱۹۹۳ ، قوانین کارت زرد و قرمز به طور رسمی از طرف فدراسیون بین المللی فوتبال “فیفا” به اعضای آن اعلام گردید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 19:23  توسط محمد  | 


زندگی غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب در قالب مستند سینمایی ای به نام پله پله تا ملاقات شیطان در شبکه دو سیما ساخته می شود.
پله پله تا ملاقات شیطان تله فیلم ای است به تهیه کنندگی و کارگردانی مجتبی راعی که به بررسی زندگی این قاتل زنجیره ای می پردازد.
خفاش شب قاتلی بود که پرونده او در ده سال گذشته یکی از جنجالی ترین پرونده های جنایی دستگاه قضایی بود.
غلامرضا خوشرو متولد یکی از شهرستانهای استان خراسان بود که در پوشش راننده مسافربر اقدام به ربودن و قتل تعداد زیادی از زنان تهرانی کرد و کشف پرونده او به شدت افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد.
مجتبی راعی در حال حاضر در قالب یک مستند داستانی زوایای پنهان زندگی این فرد و زمینه های اجتماعی و فرهنگی شکل گیری یک قاتل زنجیره ای را مورد بررسی قرار می دهد.
مجتبی راعی درباره این فیلم می گوید: جمع آوری مدارک، بازجویی ها، دادگاه و بریده جراید و همچنین مصاحبه با خانواده قربانیان از اقدامات اولیه ای بود که در مراحل پایانی قرار دارد و بعد در مراحل دیگر تولید، مصاحبه با جرم شناسها، روان شناسها و جامعه شناسان هم مدنظرمان است و هدف اصلی ما بررسی زمینه های شکل گیری جرم و جنایت در یک فرد و تذکر این نکته است که علاوه برخانواده، جامعه هم نقش مهمی در ساخته شدن زمینه های جرم و جنایت دارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 17:57  توسط محمد  | 


سریال تلویزیونی سرنخ 2 به تهیه کنندگی کیومرث پور احمد وکارگردانی مهردادپوراحمد در مرحله پیش تولید قرار دارد. 

پوراحمد با دو سریال«قصه های مجید» و «سرنخ» یکی از کارگردانان خوش نام تلویزیون است.
سری اول «سرنخ» که در سال ۷۵ روی آنتن تلویزیون رفت، داستان کارآگاهی به نام امیرحسین اوصیا (جهانبخش سلطانی) بود که با همکاری دستیارش مصطفی نجم (بهزاد خداویسی) به ردیابی متهمان و مجرمان و کشف حقایق می پرداختند و توانست تصویری منطقی و باورپذیر را از پلیس ایرانی به تصویر بکشد.
داستان سرنخ 2 نیز در باره مصطفی نجم،افسر اداره آگاهی تهران است که به شکل مرموزی به قتل می رسد،امیر حسین اوصیا پدر زن مصطفی نجم وافسر بازنشسته آگاهی که در اصفهان به همراه مادر بیمارش زندگی می کند، به در خواست مادر برای زندگی نزد دخترش سارا به تهران می آید.
خانم جان از اوصیا که نگران حال اوست می خواهد که در شرایط سخت دخترش را تنها نگذارد. بعد از مراسم چهلم مصطفی با وجود تلاش مامورین اداره آگاهی هنوز ردپایی از قاتل بدست نیامده است و...
سر نخ به تعداد 26 قسمت 55 دقیقه ای ساخته می شود،سرپرستی نویسندگان سرنخ نیز به عهده کیومرث پور احمد است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 17:55  توسط محمد  | 


فرزاد حسني با بيان اينكه كل فتنه هاي جامعه ايران زير سر مهندس ها است، گفت: جامعه ايران در باره نوآوري ها و ابتكارات رسانه اي درست فكر نمي كند و "ما" بايد تفكرات آنها را تصحيح كنيم.


به گزارش باشگاه جواني برنا، مجري جنجالي صداوسيما مدعي شد كه " جامعه ايراني درست فكرنمي كند"

فرزاد حسني كه با يک هفته نامه گفتگو مي‌كرد در اظهاراتي جالب، باب تازه اي از ادعاها را در برابر خود گشود.

وي با بيان اينكه كل فتنه هاي جامعه ايران زير سر مهندس ها است، افزود: من با وجودي كه در زمينه اجرا و بازيگري كار آكادميك انجام داده ام ولي معتقدم اجراهاي من كاملا غريزي است و چيزهايي در من وجود دارد كه بايد رشد پيدا كند.

وي در پاسخ به اين سوال كه چرا با مدل هاي لباس روتين و عادي در برنامه‌ها حاضر نمي شد، گفت: ياد گرفته ام كه پيامبران براي تعادل آمده اند و حس كردم كه از بس كت و شلوار ديده ايم خسته شده ايم و انتخاب اين لباسها نظر شخصي خودم بود(!)

مجري برنامه كوله پشتي ضمن اشاره به توانمندي هاي بالقوه و بالفعل خود در عرصه اجرا، ‌خاطر نشان كرد: من سعي كردم خودم باشم يعني روراست باشم و از تاثير گذاري كلام من مي‌توانيد بفهميد كه اصلا دنبال مدح و ثناهاي معمول نبوده ام.

فرزاد حسني با بيان اين مطلب كه بسياري از نوآوري ها در برنامه ها به تقليد از شبكه هاي خارجي بوده است، تصريح كرد: جامعه ايران در باره اين نوآوري ها و ابتكارات رسانه اي درست فكر نمي كند و ما بايد تفكرات آنها را تصحيح كنيم.

اظهارات مجري سابق رسانه ملي در حالي عنوان مي شود كه وي سال قبل به خاطر انتقاد صریح در گفتگو با سردار رادان از حضور در برنامه هاي تلويزيون منع شد اما مديران راديو علاقه وافري به حضور اين مجري مدعي در برنامه هاي توليدي خود دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 11:41  توسط محمد  | 


مخمل خونه مادر بزرگه بعد از گذراندن يک دوره بافندگي به افغانستان رفت و فيلم‌ساز شد و سه کله پوک هم به دانشگاه آزاد رفتند و ادامه تحصيل دادند. چوپان دروغگو هم به واسطه فرهنگ‌سازي سر به راه شد.

آنچه مي‌خوانيد گزينه‌هاي احتمالي سرنوشت شخصيت‌هاي مشهور کارتوني پس از بازنشستگي است.
شنل قرمزي:
الف) به دليل پوشيدن لباس‌هاي شهرت و جلوه نمايي به جرم تبرج دستگير شد.
ب) پس از کسر شش امتياز از پرسپوليس خودکشي کرد.
ج) پس از مطالعه کتاب «عالي جنابان سرخ پوش و عالي جنابان خاکستري » خودکشي کرد.
د) به تلاش براي ايجاد انقلاب مخملي متهم شد و اعتراف کرد!
لوک خوش شانس:
الف) بدون افتتاح حساب يا تکميل موجودي، برنده قرعه کشي حساب کول انداز بانک آمريکاييان شد.
ب) توسط برادران دالتون دستگير شد و به زندان آلکاتراس منتقل شد.
ج) همچنان با جالي و بوشفگ به سفرهاي ايالتي مي‌رود.
د) آخرش از دست سگ گاگوالش بوشفگ سکته کرد مرد!
ميگ ميگ (رود رانر):
الف) در اتوبان شهيد همت توسط پليس گشت نامحسوس شناسايي و شطرنجي شد!
ب) به خاطر عبور از سرعت نور به انرژي تبديل شد.
ج) در تصادفات رانندگي کشته شد.
د) توسط گرگ مناطق کوردل خورده شد!
گرگ:
الف) ميگ ميگ را خورد. چند درصد از درياي مازندران هم روش!
ب) به عنوان مهندس در ايران خودرو موتورهاي پژو405 رابهينه سازي مي کند.
ج) بي‌خيال ميگ ميگ شد.
د) با استفاده از تجهيزات صلح آميز هسته‌اي بالاخره ميگ ميگ رو ترکوند!
چوپان دروغگو:
الف) به واسطه  فرهنگ‌سازي سر به راه شد.
ب) با عبور قيمت گوشت از مرز کيلويي n هزار تومان ميلياردر شد.
ج) دروغش به عنوان دروغ برتر اول آوريل برگزيده شد!
د) گوسفندانش را فروخت و نيسان (ماکسيما) خريد.
گجت:
الف) با انفجار يکي از نامه‌هاي ماموريتش، ترکيد!
ب) ندانسته به استخدام رييس کلا(فرهنگ) در آمد.
ج) بازرس آژانس شد.
د) به دليل توانايي هاي فيزيکي برج ساز شد!
مخمل:
الف) پس از مرگ مادر بزرگه تمام اموال وي را بالا کشيد.
ب) پس از گذراندن يک دوره کلاس «بافندگي» به افغانستان رفت و فيلمساز شد.
ج) يک مرغداري احداث کرد.
د) به دانشگاه رفت و از آقا مراد هم «پيشي» گرفت!
و) همه ي موارد
اي‌کيوسان:
الف) موها شو بلند کرد و پشت مو گذاشت!
ب) به علت کمبود برق و روشنايي به استخدام وزارت نيرو در آمد!
ج) هرسال در کنکور سراسري از جلسه اخراج ميشه!(به علت ايجاد سر و صداي زياد هنگام فکر کردن)
د) سايو جان رو پيچوند و با يانگوم ازدواج کرد!
سه کله پوک:
الف) درمقطع کارداني دانشگاه آزاد مشغول به تحصيل شدند!
ب) در دانشگاه سراسري مشغول به تحصيل شدند! (اين گونه صرفا براي پررو نشدن دانشجويان سراسري مي‌باشد و هيچ ارزش ديگري ندارد!)
ج) با هم ديگه شرکت ساختماني تاسيس کردند و زدن تو کار بساز و بفروش و ميلياردر شدن!
د) گروه موسيقي تشکيل دادن و آلبوم دادن!
و) به امارات ترانسفر شدن!
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 11:27  توسط محمد  | 


ياكوتسك يکي از شهرهاي روسيه با طبيعتي سرد و منجمد كننده و اوكلاهما از شهرهاي ايالات متحده آمريکا به خاطر بيشترين مخاطرات بلاياي طبيعي همراه با شهرهايي که اغلب آسيايي هستند در فهرست بدترين شهرهاي جهان قرار گرفتند.

به گزارش باشگاه جواني برنا، مرکز ادبيات و ژورناليسم دنياي مدرن فهرست بدترين شهرهاي جهان را منتشر کرد. بر اساس اين فهرست توصيه مي‌شود مردم به ده شهر جهان به دلايل امنيتي، حفظ سلامتي و جلوگيري از هر گونه خسارت جاني و مالي هرگز سفر نکنند.
بنابر اين گزارش، ياكوتسك در روسيه با طبيعتي سرد و منجمد كننده و فاصله اي زياد با مسكو، در تمامي طول سال با دمايي در حدود 32 درجه زير صفر ملقب به "سردترين منطقه مسكوني جهان" است. اين شهر در حالي در مقام هشتم فهرست مذکور جاي گرفته است که فقط در صورت افت دما به كمتر از ميزان ياد شده كودكان اين شهر از تعطيلي مدارس برخودار مي‌شوند.
همچنين اوكلاهاما در ايالات متحده آمريکا به خاطر بيشترين مخاطرات بلاياي طبيعي مقام پنجم اين فهرست را از آن خود کرده است. اين شهر که بيشترين گردبادهاي موسمي در آن مي‌وزد، در ماههاي مارس تا آگوست بيشترين ريسك مسافرت را دارد!
به گزارش برنا، بندر مورثبي در گينه نو به علت فساد و بالا بودن ميزان ابتلا به ايدز با رتبه اول، لينفن در چين به علت آلودگي محيط، شهر بوجمبورا در جمهوري برونئي در شرق آفريقا به علت فساد اقتصادي و امنيت پايين، پيونگ يانگ در كره شمالي به علت عدم امنيت سياسي، شهر چرنوبيل در اوكراين به علت بالا ميزان آلودگي راديو اکتيويته باقي مانده از جنگ در آن، موگاديشو در سومالي به علت بي‌قانوني، داكا در بنگلادش به علت عدم ثبات سياسي و بلاياي طبيعي و بغداد به علت بالا بودن ميزان سرقت و تجاور به عنف از ديگر شهرهايي هستند که در رده‌ 10 شهر پرخطر و جزء بدترين مکان‌ها براي سفر و يا سکونت -در فهرست ادبيات و ژورناليسم دنياي مدرن- قرار مي گيرند. خاطر نشان مي‌شود اين مرکز کمتر به معرفي بدترين‌ها مي‌پردازد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 11:18  توسط محمد  | 


محمد مایلی کهن پیشکسوت فوتبال کشورمان حاضر نشد با مارک تولیدی " دایی" در کلاس مربیگری شرکت کند.

به گزارش خبرنگار مهر، دومین دوره آموزشی مربیگری حرفه ای فوتبال AFC از صبح امروز با حضور 23 مربی از ایران، بحرین و کویت در محل هتل المپیک تهران آغاز شد. اریش روته مولر مدیر فنی فدراسیون فوتبال آلمان از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا به عنوان مدرس این دوره، مشغول تدریس است.

موضوعات درسی دوره دوم شامل روش های ارتباط با مربی و بازیکن، ارتباط با مدیران و مقامات رسمی، روش ارتباط با رسانه ها و مردم، چگونگی مصاحبه و سخنرانی، بالابردن قدرت ذهنی در فوتبال و مدیریت فشار و تنش بود.

مربیان مطرحی چون امیر قلعه نویی ، حمید استیلی ، محمد احمدزاده ، محمد مایلی کهن ، ناصر پورمهدی ، علی اصغرمدیرروستا، مهدی دینورزاده و ... در این کلاس حضور دارند.

 

 

محمدمایلی کهن پیراهنی همرنگ با سایر مربیان اما بدون مارک تولیدی را " دایی" پوشیده است

نکته جالب توجه این کلاس به محمد مایلی کهن باز می گشت که حاضر نشده بود با مارک تولیدی " دایی" روی پیراهنش در این کلاس شرکت کند. این در حالی بود که سایر شرکت کنندگان روی پیراهن خود مارک تولیدی "دایی" را داشتند اما روی پیراهن مایلی کهن این مارک دیده نمی شد.

محمد مایلی کهن و علی دایی مدتهاست به خاطر برخی مسائل با یکدیگر اختلاف نظر دارند که حتی کارشان به دادگاه نیز کشیده شده است چرا يكي اين دوتا را اشتي نميده؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 20:58  توسط محمد  | 

به هرحال در انتظار عكس‌العمل اداره كل تربيت‌بدني استان اصفهان هستم كه ايشان بايد از ميان مديرعامل باشگاه فولادمبارك

 مديركل تربيت‌بدني استان اصفهان توي اتاقش نشسته بود، قرار ما ساعت 14 بود، اما ساعت 15 به بعد موفق شديم وارد اتاق مردي شويم كه بيش از پنج سال است ورزش فولادمباركه سپاهان را مطرح كرده است! محمدرضا ساكت مثل هميشه به استقبالمان آمد با همان روي گشاده و خنده‌هاي ضعيف اما سرحال و بشاش! خسته به‌نظر مي‌رسيد، اما هرگز نمي‌خواست ما خستگي‌اش را احساس كنيم. حالا ساكت خودش يك دايره‌المعارف ورزشي است و به راحتي مي‌تواند پاسخ هر سوال‌كننده‌اي را در هر بخش ورزش بدهد. با ساكت هم‌صحبت شديم و البته سوالاتي داشتيم كه وي پاسخگو بود. در اين ميان حميدرضا باقري، مدير روابط عمومي‌اش هم توي اتاق و بين ما قرار داشت، مثل آن بود كه من مصاحبه‌كننده قصد جان ساكت را داشتم و خلاصه حميدخان هم بادي‌گارد حاجي بود...!
  سپاهان نوين را از دست داديد، چطور نتوانستيد آن را در اصفهان ماندني كنيد
 تمام سعي و تلاشمان را كرديم. نه من به تنهايي بلكه اغلب مسئولان سياسي، اجتماعي و ورزشي در سطح استان تلاش كردند تا اين اتفاق تلخ نيفتد.
  اما افتاد و بالاخره شما را مقصر مي‌دانند
 دستور وزارتخانه بود و ما خودمان هم تا صدور بيانيه رسمي مجمع باشگاه فولاد مباركه سپاهان، دقيقا نمي‌دانستيم چه اتفاقي افتاده است. به‌هرحال همه تلاش نمايندگان محترم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي، استاندار، شهردار، شوراي شهر محترم اصفهان و حتي مديركل تربيت‌بدني استان اصفهان هم بي‌نتيجه ماند و ما هم شرمنده مردم خوب و ورزش‌دوستمان شديم.
  اين سهميه از اصفهان به اهواز رفت، فكر نمي‌كنيد عواقب بدي را بايد در ادامه شاهد باشيد، مثلا اينكه وضعيت بازيكنان و كادر فني اين تيم چه خواهد شد؟
 به‌طور حتم تبعاتي را در پي خواهد داشت، اما مردم فهيم و ورزش‌دوست اصفهان درك مي‌كنند كه اين اقدام از طرف باشگاه يا مسئولان محترم شهر و استان‌شان نبوده است. اما پيرامون بازيكنان بايد بگويم كه به زودي جلسه‌اي را با كادرفني اين تيم و آقاي چرخابي خواهيم داشت و در رابطه با بازيكنان و آينده‌شان صحبت خواهيم كرد، اما فعلا چيزي مشخص نيست.
يعني فكر مي‌كنيد حتي با سهميه فولادخوزستان در ليگ يك هم تيمداري نمي‌كنيد؟
 ببينيد، تا اين لحظه هيچ‌چيزي معلوم نيست، حتي هنوز سهميه فولادخوزستان در ليگ يك را نيز به ما نداده‌اند! پس فعلا نمي‌توان به درستي پيرامون اين موضوع بحث كرد.
  باشگاه بدون مشورت با كادر فني‌اش كه هنوز و به‌درستي سرمربي‌اي نداشت در يك اقدام خودسرانه يكطرفه عذر سيدمهدي سيدصالحي، حجت‌الله زادمحمود و فرشاد بهادراني را خواست در حالي‌كه اين سه سال گذشته براي سپاهان بد كار نكردند، چه نظري در اين رابطه داريد؟
خب،‌ اين هم يكي از آن سوالات و حرف‌هايي است كه برايمان درست كردند. اصلا اينگونه نبوده، اين سه درخواست‌‌هايي از تيم‌هاي مختلف داشته‌اند كه ما اعلام كرديم تا نظرات كادر فني را نگيريم، نمي‌توانيم روي رفتن‌شان حساب كنيم. ضمن آنكه سيدصالحي اعلام كرده كه به دليل مشكلات خانوادگي‌اش مي‌خواهد در تهران به فوتبالش ادامه دهد. به‌هرحال اين سه در حال بررسي درخواست‌هاي رسيده‌شان هستند.
  پس فعلا كسي از جمع قديمي‌هاي سپاهان جدا نخواهد شد؟
 چرا، سعيد بيات و جابا موجيري به درخواست خودشان و موافقت باشگاه از سپاهان جدا شدند كه من در همين جا از زحمات چندين ساله آنها در سپاهان تشكر مي‌كنم.
اينكه گفته مي‌شود مهدي تاج، علي دايي و حتي هادي عقيلي در اين انتقال نقشي داشته‌اند درست است يا نه؟!
 اصلا بگذاريد من اين را به شما بگويم كه آقاي تاج يكي از مخالفان شديد جدايي فيرات از تيم ملي و حضورش در سپاهان بودند و حتي در اين راه با ما مشاجره هم كرد، اما اين انتخاب هيات‌مديره ما بود و نه علي دايي و نه هادي عقيلي در اين انتخاب و انتقال نقشي نداشتند.
  علي دايي گفته بود كه با اين انتقال مخالف است؟!
 بله، كاملا درست است. من از علي دايي رخصت گرفتم ايشان اول مخالفت شديدي با اين درخواست ما داشتند، اما بعدا موافقت خودش را اعلام كرد و به ما لطف داشتند تا ما فيرات را از تيم ملي به سپاهان آورديم، اما باز هم مي‌گويم تاج در اين انتقال هيچ نقش مثبتي نداشت فقط نقش بازدارنده!
  حالا كه فيرات آمده، كمك‌هايش چه افرادي هستند؟
 فعلا دو برزيلي هستند، فيلي آنتونيو و هالف و قرار است كه يك مربي آلماني به‌عنوان دستيار اول و بدنساز نيز اضافه شود و يك نفر ايراني از خودمان به‌عنوان آناليزور.
  مشكل شما با هيات فوتبال حل شده يا نه؟!
 خوشبختانه من و باشگاه فولادمباركه سپاهان با كسي مشكلي نداريم. رئيس‌هيات فوتبال استان با ارسال نامه‌اي به مديريت‌عامل شركت سهامي فولاد مباركه، موفقيت‌هاي باشگاه فولاد مباركه سپاهان را از آن هيات فوتبال دانسته و در مواردي از نامه تومار مانندشان به حيثيت اين باشگاه توهين كردند. من هم با مديركل تربيت‌بدني و حتي مديرعامل شركت فولادمباركه گفت‌وگو كرده‌ام كه اين آقا يا بايد عذرخواهي كنند و نامه ارسالي را اشتباه قلمداد كنند يا من از مديرعاملي باشگاه خواهم رفت. به هرحال در انتظار عكس‌العمل اداره كل تربيت‌بدني استان اصفهان هستم كه ايشان بايد از ميان مديرعامل باشگاه فولادمباركه سپاهان و رئيس هيات‌فوتبال يكي را انتخاب كند!

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 20:57  توسط محمد  | 

 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 11:23  توسط محمد  | 

خواهر احمدي‌نژاد بودن حس خوبي دارد
بسيار خوب خانم احمدي‌نژاد! به ما بگوييد «خواهر رئيس‌جمهور بودن چه لذتي دارد؟» مي‌گويد سوال سختي پرسيديد «به نظر من خواهر دكتر محمود احمدي‌نژاد بودن حس خوبي دارد.»
دانستن از جزئيات زندگي خانواده‌اي كه تا سه سال پيش ناشناس بودند و امروز به خاطر تاكيد به عدالت و ساده‌زيستي حتي در قلب قاره سرخ نشاني دارند، خيلي جذاب است. رئيس‌جمهور و خانواده‌اش را مي‌گوييم، احمدي‌نژاد را كه به خاطر مشغله‌هايش به آساني نمي‌توان يافت، اما خواهرش را چرا؛ همان سيب از دو نيم شده با رئيس‌جمهور كه يك سالي مي‌شود به جمع اعضاي شوراي شهر تهران پيوسته است.

زياد اهل مصاحبه نيست؛ اما تا مي‌شنود مي‌خواهيم از زندگي خصوصي‌اش بپرسيم، استقبال مي‌كند. مي‌گويد: «به شرطي كه سوالاتتان خيلي خصوصي نباشد؟»
او همان جايي را براي اين گفت‌وگو انتخاب مي‌كند كه جلسات غيرعلني اعضاي شورا برگزار مي‌شود.

• بسيار خوب خانم احمدي‌نژاد! به ما بگوييد «خواهر رئيس‌جمهور بودن چه لذتي دارد؟»
مي‌گويد سوال سختي پرسيديد «به نظر من خواهر دكتر محمود احمدي‌نژاد بودن حس خوبي دارد.»

در همين دقايقي كه با شما به عنوان خواهر رئيس‌جمهور همراه و همكلام شده‌ام تا حدودي احساس قدرت مي‌كنم، خودتان هم اين قدرت را به واسطه اين «نسبت» احساس مي‌كنيد؟

چون ايشان بالاترين مسئوليت اجرايي كشور را دارد، من هم احساس مسووليت مي‌كنم؛ چرا كه به دليل نسبتي كه ميان ما (بستگان نزديك) و آقاي دكتر وجود دارد، مردم از ما هم انتظار حل مشكلاتشان را دارند.

به نظر مي‌رسد مشكلات زيادي را از اين راه‌، حل كرده باشيد.
بله، خيلي، مشكلاتي كه به دستگاه‌هاي اجرايي مربوط مي‌شود سعي مي‌كنم با ارسال نامه‌اي، حلشان كنم.

از بحث اصلي دور نشويم، رابطه شما با برادرتان خوب است؟
هميشه صميمانه بوده؛ در گذشته و در حال حاضر.

از زماني كه آقاي احمدي‌نژاد در جايگاه رياست‌جمهوري قرار گرفته‌اند، مانند گذشته صله ارحام را به جاي مي‌آورند؟
به طور طبيعي با توجه به اينكه مشغله ايشان خيلي زياد است، اين ديدارها نمي‌تواند مثل گذشته باشد؛ اما از نظر عاطفي مثل گذشته از احوال ما باخبر هستند.

اين ديدارها به راحتي و به دور از تشريفات اداري انجام مي‌شود؟
براي ما تشريفات وجود ندارد، اگر بدانم ايشان در جلسه هيات‌ دولت يا سفرهاي استاني هستند، انتظار ندارم وقتي با دفترشان تماس مي‌گيرم، ارتباط برقرار شود.
خب زماني هم ايشان در اين جلسات نيستند و مواقعي كه برنامه كاري ايشان را نمي‌دانم تماس مي‌گيرم، آنها هم ارتباط را برقرار مي‌كنند و من با ايشان صحبت مي‌كنم يا حتي مواقعي كه از سفرهاي طولاني يا خارج از كشور بازمي‌گردند به عنوان يك خواهر دلم برايشان تنگ مي‌شود، تماس مي‌گيرم، احوالپرسي مي‌كنم و خداقوت مي‌گويم به ايشان.

معمولا هرچند وقت يك بار به ملاقات يكديگر مي‌رويد؟
ديرتر از يك ماه نمي‌شود، حال ممكن است هفته‌اي يك بار هم اين ديدارها انجام شود.

با اين حساب آخرين بار چه زماني آقاي دكتر را ملاقات كرديد؟
در تلويزيون و رسانه‌ها كه ايشان را مي‌بينيم، اما آخرين بار زماني بود كه از سفر هند و پاكستان و ميانمار بازگشته بودند و من به ديدارشان رفتم.

در امور شهر هم از ايشان مشورت مي‌گيريد؟
بله، بعضي مواقع كه فكر مي‌كنم به مشورت ايشان نياز است مشاوره مي‌گيرم.

گاهي در ميان اعضاي شورا اين بحث مطرح مي‌شود كه دولت در برخي مسائل با مديران شهر همكاري نمي‌كند. شما در جايگاه يكي از اعضاي شورا اين بحث‌ها را قبول داريد؟
خير، من با اصل موضوع مشكل دارم و قبول ندارم كه دولت با شهرداري يا شورا همكاري نمي‌كند.

منظورم آقاي احمدي‌نژاد نيست. شايد اين مقاومت‌ها در بدنه دولت وجود داشته باشد.
شايد به دليل برخي ناهماهنگي‌ها در بدنه دولت، من مشكلات را به اطلاع ايشان رسانيده‌ام يا خود آقاي دكتر از طرق ديگر مطلع شده‌اند و مستقيما مشكل را حل كرده‌اند. در برخي از موارد هم كه دوستان در شورا و شهرداري فكر مي‌كردند، بهتر است خود آقاي دكتر مستقيما ورود پيدا كنند، نامه‌اي به من داده‌اند تا به ايشان برسانم.

در كدام مورد اين اتفاق افتاد؟
فكر مي‌كنم در بحث سهميه‌بندي سوخت بود، بحث سهميه‌بندي سوخت يك طرح كلاني بود كه فكر مي‌كنم فقط اين دولت جرات ورود به آن را داشت. خب طرح بزرگي بود كه مي‌بايست گذاشت زمان مشكلات را نشان مي‌داد تا به تدريج دولت براي حل اين مشكلات قدم بردارد. اما بسياري عجله مي‌كردند و انتظار داشتند دولت به سرعت وارد عمل شود و مشكلات را حل كند. يك موردي بود به من مراجعه شد و من آن را به آقاي دكتر اطلاع دادم؛ حتي ايشان تعجب هم كردند و گفتند قرار نبود، روال اجراي اين طرح اين گونه باشد، پس از آن تماس گرفتند و مشكل را حل كردند.

دقيقا به كدام مورد اشاره مي‌كنيد؟
بحث قيمت هر ليتر سوخت خودروهاي شهرداري بود.

آيا انتقاداتي كه گاهي از سوي اعضاي شورا در خصوص ارتباط دولت و شهرداري مطرح مي‌شود، به آقاي دكتر منتقل مي‌كنيد؟ نمونه‌اي از آن بحث تغيير ساعت بود كه مورد اعتراض اعضاي شورا قرار گرفت، به اين خاطر كه در اغلب مواقع اعضاي شورا و مسئولان شهرداري در مراحل آخر اجراي طرح‌هايي كه روال عادي شهر را تحت تاثير قرار مي‌دهد، در جريان قرار مي‌گيرند.
بحث تغيير ساعت كه به شورا مربوط نيست.

اما اين اعضاي شورا يا شهرداري‌ها هستند كه از نزديك از جزئيات مشكلات شهر مطلع هستند و شايد از زير و بم آن باخبر...
خلاصه اينكه دولت براي تغيير ساعت مطالعات دقيقي داشت و آن را به مجلس ارائه كرد و راي هم آورد. البته من معتقدم برخي از اين بحث‌ها بيشتر به سياسي‌كاري شبيه است، سياسي بودن بد نيست؛ اما اين سياسي‌كاري است كه عيب است.

از طرح اين انتقادها ناراحت هم مي‌شويد؟
نه در هر موردي اگر بحث منطقي و عادلانه باشد، ناراحت نمي‌شوم؛ ولي اگر به حق نباشد ناراحت مي‌شوم؛ البته برخي از اين مسائل را جفاكاري مي‌دانم؛ چرا كه برخي مواقع اين انتقادها ظلم است و به حق نيست. در اين مواقع خيلي متاثر مي‌شوم، بيشتر از اين بابت كه ما در مقابل تك‌تك حركاتمان مسئوليت داريم.

اين انتقادها را منتقل هم مي‌كنيد؟
بيشتر اين مسائل انعكاس مطبوعاتي دارد و ايشان از طريق رسانه‌ها مطلع مي‌شوند. اين نيست كه براي هر موردي به سراغ ايشان بروم، خودشان در جريان همه امور قرار دارند و من مخاطب پاسخ‌هاي ايشان نيستم.

چه خاطره‌اي از مراسم ازدواج برادرتان داريد؟
هم مراسم من و هم مراسم آقاي دكتر در عين سادگي برگزار شد. من فكر مي‌كنم اگر امروز ازدواج كردن سخت شده فقط به خاطر شرايط نيست. اگر جواني مي‌خواهد در شرايطي ساده زندگي مشترك خود را آغاز كند، بايد ديد چه موانعي بر سر راهش وجود دارد. اين موانع مي‌تواند با نوع انتخاب‌ها ارتباط داشته باشد، انتخاب‌هايي كه بيشتر رقابتي و تقليدي است. اما اگر بدانيم يك زندگي مشترك قرار است بر چه پايه‌هايي مستقر شود، تمام اين مسائل به حاشيه رانده مي‌شود، وقتي جوان‌ها 10ميليون يا 8 ميليون يا كمتر از اين هزينه‌ها را براي مراسم ازدواج هزينه مي‌كنند، آيا نمي‌شود اين مبالغ را به مسكن يا اشتغال خود اختصاص دهند؟ با اين حال مشكلات را هم نمي‌شود كتمان كرد. البته اينها مختص زمان حاضر نيست، سالي كه من ازدواج كردم، حقوق همسرم دو هزار و سيصد تومان بود و حقوق خودم هم يك هزار و ششصد تومان، اما براي خانه‌اي كه اجاره كرده بوديم بايد دو هزار و 500 تومان اجاره مي‌پرداختيم و 5 هزار تومان وديعه. اين نيست كه بگوييم الان يك اتفاق فوق‌العاده‌اي افتاده كه قبلا نبوده. جوان‌هاي ما مشكلاتشان اين است كه مي‌گويند در فلان موقع روغن‌نباتي مجاني بوده، اما توجه نمي‌كنند كه همان موقع حقوق‌ها چقدر بوده است.به نظر من يك بخشي را خودمان به خودمان تحميل مي‌كنيم؛ در عين حال شرايط موجود را هم انكار نمي‌كنم.

برمي‌گرديم به بحث اصلي خودمان، از دوران كودكي و نوجواني آقاي احمدي‌نژاد بگوييد.
ايشان پسر بچه‌ باهوشي بودند، فكر مي‌كنم در ميان خواهر و برادرها، ايشان از هوش بالايي برخوردار بودند و مي‌شد پيش‌بيني كرد كه از آينده‌ درخشاني برخوردار خواهد بود.

آقاي احمدي‌نژاد بزرگتر هستند يا شما؟
آقاي دكتر.

نسبت به ايشان چه احساسي داريد؟
خيلي قبولشان دارم و البته خيلي هم به ايشان علاقه‌مندم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 11:5  توسط محمد  | 

اختلاف بر سر چيدمان اتاق عروس ، پدر شوهر را به كام مرگ كشاند

خبرگزاري فارس: مرد 35 ساله به هنگام چيدمان اتاق خواب منزلش، پدر 65 ساله خود را به دليل ايراد گرفتن، با ضربات متعدد تيشه بنايي و چاقو به قتل رساند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، بامداد روز پنج‌شنبه 13 تيرماه سال‌جاري مأموران كلانتري 112 ابوسعيد از وقوع يك فقره درگيري و نزاع خانوادگي با خبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه درگيري دريافتند كه پدر و پسر 65 و 35 ساله به نام‌هاي هوشنگ و سعيد با يكديگر درگير شده‌اند كه در اين درگيري هوشنگ 65 ساله بر اثر ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده است.
شهرياري بازپرس جنايي دادسراي امور جنايي تهران بزرگ در خصوص اين پرونده گفت: مأموران موفق شدند در صحنه سعيد پسر مقتول را دستگير كنند كه اين فرد در بازجويي اوليه به ارتكاب قتل اعتراف كرد.
سعيد مدعي شد 8 سال قبل زماني كه 27 ساله بوده است از دختري خواستگاري كرده اما پدرش با اين ازدواج مخالفت كرده و به اجبار يك سال قبل دختري ديگر را به عقد وي درآورده است.
سعيد ادامه داد: از همان زمان كينه اين اختلاف در ميان من و پدرم بوجود آمد و همين امر باعث شد تا شب حادثه پس از درگيري شديد لفظي با وي او را به قتل برسانم.
متهم به قتل در خصوص نحوه قتل پدرش مدعي شد: ابتدا با يك تيشه بنايي چندين ضربه به بدن پدرم وارد كردم اما زماني كه احتمال دادم اين ضربات باعث مرگ وي نشود چاقويي از آشپزخانه آورده با ضربات متعددي به قلب و گردن وي او را كشتم.
شهرياري گفت: با توجه به اعتراف صريح سعيد و همچنين شواهد موجود در حال حاضر سعيد بازداشت شده و تحقيقات در خصوص زواياي پنهان اين پرونده همچنان ادامه داشت تا اينكه صبح امروز سعيد در جلسه بازجويي مدعي شد پدرم نه تنها با ازدواج با دختر مورد علاقه‌ام در 8 سال پيش مخالفت مي‌كرد بلكه از يك سال پيش با همسرم نيز بد رفتاري مي‌كرد.
وي ادامه داد: شب حادثه زماني كه مشغول چيدن اطاق خوابم به سليقه همسرم بودم وارد خانه شد و شروع به ايراد گيري كرد من نيز عصباني شده و در همان محل وي را به قتل رساندم

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 16:1  توسط محمد  | 

 ایرانیهایی که درشهرهای جنوبی مخصوصاً اهوازوابادان زندگی می کنند هر از مدتی با هوای پر گرد و خاک مواجه می شوند. در بعضی موارد این خاک آنقدر زیاد است که آسمان کاملاً پوشیده شده و زندگی شهری مختل می شود. به تازگی نیز در شهر شیراز چنین مسئله ای پیش آمده که موجب نگرانی شهروندان شیرازی شده است(اما دلیل آن چیست؟ این همه گرد و خاک از کجا می آید؟ چرا باید با ضعیف ترین باد این همه گرد خاک به هوا بلند شود؟

از بزرگ ترین مسائل شهری استحکام زمین های اطراف شهرهاست. در خود شهر، اکثر زمین ها به واحد مسکونی و تجاری تبدیل شده اند و زمین های شهری مستحکم است. ولی زمین های آزاد اطراف شهر اکثراً از استحکام لازمه برخودار نیستند. که با کوچکترین جریان هوایی این خاک به شهرها آورده می شود. برای این استحکام از پوشش گیاهی استفاده می شود. متاسفانه دیده شده است که به این مسئله توجه نشده است. بجای گسترش پوشش گیاهی و حفاظ از آن، بخاطر نبود نظارت و حفاظت این پوشش به عناوین مختلف از بین رفته است. اینطور می شود که در فصل هایی که جریان هوا زیاد است، شهرها مملو از گرد و خاک می شوند.

این خاکی که در هوا پخش می شود خیلی خیلی آلوده است. ترشحات انسان ها و حیوانات و آلودگی های صنعتی از مواردی است که در گرد و خاک زیاد است. حال با بلند شدن این گرد و خاک در هوا و تنفس این هوا، باعث بروز بیماری در جامعه می شود. بیماری های خیلی شدید! این بیماران برای دولت خرج زیادی دارد و در طولانی مدت خرجی که دولت برای این بیماران می کند چندین برابر خرجی است که می خواست برای پیشگیری بلند شدن این گرد و خاک می کرد! بیماران هم همان افراد سالم قبلی نیستند. به خاطر این گرد و خاک نیز بعضی کارهای صنعتی مختل می شود. البته به این موضوع توجه شود که فاکتورهای مختلفی در این مسئله دخیل است ولی همه فاکتور ها حول عدم استحکلام زمین می چرخند.

ضرر پشت ضرر که فقط با یک پیشگیری قابل حل است. از قدیم گفته اند که پیشگیری بهتر از درمان است ولی …

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 15:33  توسط محمد  | 

 
image

به گزارش سرويس اجتماعي سايت خبري قدس ، اين مرد آمريكايي بچه دار شدن خود را معجزه دانسته است .

بنابه گزارش ها حال آقاي بيتي و دخترش كه در بيمارستاني در شهر بند در ايالت اورگان هستند خوب است.

يك منبع در بيمارستان مركز پزشكي سن چارلز به شبكه "اي بي سي" آمريكا گفت كه زايمان روز يكشنبه و به شيوه طبيعي انجام شده است.

اين درحالي است كه براساس برخي گزارش ها، آقاي بيتي عمل سزارين انجام داده بود.

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 15:26  توسط محمد  | 

اینترنت ۵۱۲ کیلو بیت برای ایران مکفی است. بعد از این اظهارات عجیب خبرگزاری های مختلفی غلط بودن این طرز تفکر را پوشش دادند. مهر، فارس، بنگاه خبری فن آوری اطلاعات، ایتنا و … .

در اطلاعات مختلفی که بیان شد، سرعت اینترنت در کشوررهای مختلف اعلام و با ایران مقایسه شد. این آمار خیلی خیلی نگران کننده بود. این موج اعتراض تا چند روز پیش ادامه داشت تا یکی از مسئولین عالی انفورماتیک کشور اعلام کرد که کاربران خانگی ایرانی بیشتر وقت خود را در محیط های چت سپری می کنند. از ۲۷ نفر کاربران ۲۶ هزار نفر به اینترنت با سرعت بیشتر از ۵۲ کیلوبیت نیازی ندارند.

البته ایشان در مورد آماری که گفتند سندی ارائه نداند ولی حتماً مانند بقیه آمارهای که این روز ها ارائه داده می شود با سند است! از من که آمار نگرفتند. از دوستانم هم همین طور. ولی شاید از log هایی که در مخابرات گرفته اند به این نتیجه رسیدند. که اگر این باشد باید به این آمار شک کرد.

آقای محترم، گفتگوی آنلاین و مستقیم در دنیای امروز از مهمترین مسائل است. آقای بیل گیتس هم از چت برای صحبت با مدیران ارشدش استفاده می کند! پس هر کسی که با مسنجر متصل شد ملاک نیست که در روم باشد. حالا فرضا که باشد از کجا می دانید که ایشان در حال وقت تلف کردن است. شاید برای پرسش سوال مهمی به چت مراجعه کرده است. من خودم بارها برای سوالات کامپیوتری به روم مخصوص این پرسش مراجعه کردم که به نتیجه رسیدم! حالا فرضاً هم که دارد وقت تلف می کند و آمار شما درست باشد. پس تکلیف آن ۱۰۰۰ نفری که کار مفید می کنند چیست. تر و خشک را با هم بسوزانید.

این را می گویم و به این اطمینان دارم. اکثر افراد مفهوم اینترنت را با چت کردن فرا گرفتند. چون چت نوعی اشتیاق برای مراجعه و استفاده از اینترنت می دهد. افراد بعد از چت کم کم به مزایای دیگر اینترنت مراجعه می کنند. زیرا وقتی می بینند که برای صحبت کردن با افراد مختلف نیازی به بیرون رفتن نیست به این باور می رسند که برای کار های شخصی خود نیز می توانند از اینترنت استفاده کنند. مهمترین آنها خرید کردن است. یکی از پرفروش ترین بازار را بازار فایل های دیجیتالی است که حتماً هم می شود با سرعت Dial Up از این بازار بهره مند شد! نرم افزارها، فایل های موسیقی، نیاز به بروز رسانی برنامه های کامپیوتر و … . اینها همه از موارد عمومی است. اما از موارد تخصصی می توان دانلود مقالات علمی، اتصال Remote به کامپیوتر دیگری مثلا در اداره و عدم نیاز به مراجعه به اداره، به اشتراک گذاری فایل، آپلود کردن فایل بر روی سرورها و هزاران کار تخصصی دیگر.

به تازگی بحث دانشگاه های مجازی مطرح شده است. بله کاربران با سرعت Dial Up قادرند دروس خود را دانلود و در کنفرانس های تصویری شرکت کنند. اصلا بحث دانشگاه مجازی با بستر اینترنت پر سرعت مفهوم می بخشد. گویی ما فقط ادای پیشرفت را در می آوریم ولی وقتی زمان عمل می شود، از سر و ته آن می زنیم و به فقط به مسئله دهن پر کن آن توجه می کنیم. آیا این مسئول محترم تا بحال به پای درد دانشجویان دانشگاه های مجازی نشسته اند. اصلا دانشجویانی که با اینترنت پر سرعت Dial Up! می خواهند ساده ترین عملیات یعنی انتخاب واحد را انجام دهند، براحتی توانسته اند به این مهم دست یابند؟

در جای دیگری ذکر شد که بعضا مشکل ISP است که اینترنت ما کم سرعت است. این عذر بدتر از گناست. نمی دانم تا چه موقع ایرانی ها برای حل شدن مشکلاتشان باید مثل توپ بسکتبال بین مسئول پاس داده شوند و مشکلاتشان برطرف نشود. اگر مشکل اینست که مطمئنم این نیست! پس چرا تا بحال کسی اقدامی در بهبود آن انجام نداده است. لپ کلام را بگویم مردم فقط نتیجه می خواهند. علاقه ای به تلاش های انجام شده ندارد. وقتی تلاش شما نتیجه داد آن وقت گفته می شود شما تلاش کرده اید.

از انصاف نباید گذشت. خیلی خیلی پیشرفت کرده ایم. البته نسبت به قبلاً نه نسبت به دنیا. به نظر من پیشرفت را باید نسبت به قدرتهای بزرگ مقایسه کرد نه نسبت به گذشته ضعیف خود!

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 21:20  توسط محمد  | 

می کنند، با چراهایی روبرو می شوند که واقعاً جوابی برای اکثر آنها وجود ندارد. آنقدر این چراها عجیب و غیرقابل توضیح اند که حتی از دیده ها نفهته شده اند. یعنی حتی کسی به احتمال وجود همچین مشکلاتی حتی فکر هم نمی کند چه برسد که منتظر روبرو شدن با آنها باشد. در زیر تعدادی از این عجایب آورده شده اند؛

۱/ چرا وقتی می خوای بری بانک پول به حساب بانک بریزی باید اینقدر زجر بکشی؟

۲/ چرا وقتی می ری مغازه یه چیزی بخری، جایی که مغازه دار پاچه خواری شما رو بکنه شما باید پاچه خواری مغازه دار رو بکنید؟

۳/ چرا ماشینی که صفر کیلومتر و نو از کارخانه تحویل می گیری، اگه مشکل نداشته باشه تعجیب می کنی؟

۴/ چرا هر کشوری که یکم دستش به دهنش می رسه، یا و خبرگزاری فارسی زبان راه انداخته؟

۵/ چرا برای گرفتن حقت نمی تونی مثل یه جنت المن (Gentleman) ادعا کنی و همیشه باید کولی بازی دربیاری؟

۶/ چرا حکمی برای دروغ گفتن و دروغگو تو ایران وجود نداره و هر کس دلش بخواهد به هر نحوی تو در جایی و جلوی هر کسی هر چی دلش بخواد میگه و کسی مراجع قانونی ای اصلاً بهش نمی گه این چه دروغ هایی بود که گفتی؟

۷/ چرا تمامی تلویزیون های لسانجلسی فارسی زبان علیه دولت ایران هستند؟

۸/ چرا همه می دونن برای پیشرفت باید چکار کنن ولی هیچ کس هیچ کاری انجام نمی ده؟

۹/ چرا در مدت زمان کوتاهی قیمت همه چیز اینقدر گران شد و مراجع قانونی هم انگار نه انگار داره به مردم فشار میاد؟

۱۰/ چرا سایت هایی که مطالب علمی دارن و صرفاً بعضی لغات حساس رو توش اوردن، ف ی ل ت ر هستند؟

۱۱/ چرا سازمان فمینستی اینقدر فعال و پر سروصدا تو ایران کار می کنن ولی سازمان مرد سالار برای حمایت از حقوق مردها حتی تشکیل هم نشده؟

۱۲/ چرا تا معرف نداشته باشی هیچ جا درست و حسابی کارت راه نمی افته؟

۱۳/ چرا برای مسئولین خراب شدن آثار باستانی ای که می تونه درآمد زا باشه واسه کشور اصلاً اهمیتی نداره؟

۱۴/ چرا هرکی می خواد یه کاره بشه باید یه چند تایی شعار توخالی بده؟

۱۵/ چرا هر کی پرچم ضد اسلام دست می گیره اینقدر معروف می شه و تمامی رسانه های بزرگ خارجی پوشش می دنش؟

۱۶/ چرا هر کی از مسئولین انتقاد می کنه، جایی که پاسخی منقطی بهش بدن، سریع براش پرونده درست می کنن و می فرستنش زندان؟

۱۷/ چرا خونه ما هر روز برق می ره؟

۱۸/ چرا زندگی در امریکا شده آرمان؟

۱۹/ چرا کسی که هنوز در خارج از ایران زندگی نکرده همش می گه خارج اینجورین، خارج اونجورین؟

۲۰/ چرا فرهنگ و هنر و ورزش ما با سیاسی شده؟

۲۱/ چرا قیمت ماشین بی کیفیت ایران از ماشین با کیفیت جاهای دیگه خیلی بیشتره؟

۲۲/ چر ا هر وقت می خوان مقایسه کنند، قیمت سوخت و مبالغ جریمه ها رو با خارج مقایسه می کنن، تا حالا نشده درآمد اونجا رو با اینجا مقایسه کنند؟

۲۳/ چرا هنوز خیلی جاها توی شهرهای بزرگ هستند که حتی با آنتن قوی هم نمی تونن شبکه های سیما رو صاف بگرن؟

۲۴/ چرا گفتن نه - نمی تونم - من اشتباه کردم - معذرت می خوام - من اشتباه کردم - من اشتباه کردم - من اشتباه کردم (من اشتباه کردم بعمد چند بار تکرار شده) تو ایران اینقدر سخته؟

۲۵/ چرا دانشجویان فارق التحصیل از دانشگاه ها امید زیادی برای پیدا کردن کار خوب و متناسب با اون چیزی که تو دانشگاه خوندن رو ندارند؟

۲۶/ چرا اگه عضو بعضی نهادها باشی دیگه کسی نمی تونه به تو، تو هم بگه؟

۲۷/ چرا ظاهر افراد خیلی خیلی مهمتر از باطن و عملشونه؟

۲۸/ چرا سایت های افشاگر و مخالف دولت اینقدر بیننده دارن؟

۲۹/ چرا یه پسر برای زن گرفتن باید مهریه بالایی بپردازه؟

۳۱/ چرا بالا رفتن قیمت نفت تاثیری تو زندگی من نداشته؟

۳۱/ چرا حق داشتن اینترنت پرسرعت به قیمت عادلانه رو ندارم؟

۳۲/ چرا با پرداختن چندبرابر ارزش تلفن همراه، کیفیتش اینقدر پایینه؟ چرا هزینه مکالمات اینقدر بالاست؟ چرا پیامک الکی گرونه؟

۳۳/ چرا ما بیشتر خبرهای خارج از ایران رو پوشش می دیم تا داخل ایران؟

۳۴/ چرا در دادگاه ها متهم باید ثابت کنه بی گناهه نه دادستان ثابت کنه که متهم گناهکاره؟

۳۵/ چرا در تصادفات عابر پیاده و ماشین، همیشه ماشین مقصره؟

۳۶/ چرا آداب و اخلاق مذاکره بین المللی رو نداریم و تجارت بلد نیستیم و شکست می خوریم، دلیلشو تحریم اعلام می کنیم؟

۳۷/ چرا پروژه های عمرانی بزرگ همیشه باید شرکت هایی که سابقه کاری بدی دارند و تو تعهداتشون درست عمل نکردن باید داده بشه؟

۳۸/ چرا وقتی تو محله خلاف مشکلی برات پیش میاد پلیس به کمکت نمی یاد؟

۳۹/ چرا هر سال مدرسه های دولتی علیرغم اعلام، به هر بهانه بالجبار از مردم پول می گیرن؟

۴۰/ چرا خبرگزاری های بزرگ داخلی در مسائل مربوط به مشکلات دانشجویان هیچ وقت طرف دانشجویان رو نگرفتند و همیشه طوری جلوه دادند که دانشجویان خرابکارند؟

۴۱/ چرا مرغ یک پا دارد؟

و در پایان؛

۴۲/ چرا می خواستن رئیس جمهور رو بدزدند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 20:22  توسط محمد  | 


 اگرمی خواهید دیگران را حرص بدهید .... 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلویزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره!


هنگام عبور از خيابان

خانم ها
سمت راست را نگاه مي كنند.
سمت چپ را نگاه مي كنند.
از خيابان رد مي شوند.

آقايان
سمت راست را نگاه مي كنند، ماشين مي آيد.
فاصله ماشين با خودشان را با چشم اندازه مي گيرند و چون همگي راننده هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان مي شوند.
راننده به شدت ترمز مي كند.
مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي گويد)
در حالي كه از روي ميله هاي وسط خيابان مي پرد مي گويد: كور خودتي گاري چي!
بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي پرد آن سمت خيابان.
هنوز هم بوق ماشين هايي كه به خاطر اين آقا ترمز كردن به گوش مي رسد.


هنگام رانندگي

خانم ها
بنزين را چك مي كنند.
روغن ماشين را چك مي كنند.
ترمر دستي را پايين مي كشند.
پشت چراغ قرمز ها مي ايستند.
به عابر پياده احترام ميگذارند.

آقايان
وسط راه بنزين تمام مي كنند.
وقتي دود از لاستيك هابشان بلند شد به ياد مي آورند كه ترمز دستي را نكشيده اند.
چراغ قرمز را مهم ترين معضل اتلاف وقت و عمر مي دانند.
عابر پياده موجودي مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است.
و از همه مهمتر: بوق مهمترين اختراع بشر بعد از برق به حساب مي آيد.


هنگام صرف غذا

خانم ها
مرتب پشت ميز مي نشينند.
مقدار كمي غذا مي كشند.
به آرامي غذا مي خورند.
تنها نوك قاشق را در دهان مي كنند.

آقايان
تا جايي كه بشقاب جا دارد غذا مي كشند.
به سرعت غذا را مي بلعند، در حالي كه قاشق را تا دسته در دهان مي كنند.
صداي برخورد قاشق با دندانهايشان موسيقي گوش نوازي است.
بعد از دو باز پر كردن بشقاب، بالاخره كمي سير مي شوند.


هنگام مهماني رفتن

خانم ها
لباس نو مي خرند.
به دقت حمام مي كنند. لباس هايشان را اتو مي كنند.
با دقت آرايش مي كنند.
به دقت خود را در آينه نگاه مي كنند.
و بالاخره رضايت مي دهند كه خوشگلند!

آقايان
از يك ساعت قبل حاضرند و الآن روي مبل خوابشون برده.


در پايان يك روز خسته كننده

خانم ها
بعد از اينكه ظرفها را شستند.
آشپزخانه را تي مي كشند.
غذاي فردا را در يخچال مي گذارند.
چراغ ها را خاموش مي كنند.
كمي مطالعه مي كنند.
مي خوابند.

آقايان
بعد از اينكه شام خوردند چاي مي خورند.
كمي با چشمهاي خواب آلود تلويزيون نگاه مي كنند.
بعد از اينكه دو سه بار كنترل تلويزيون از دستشان به زمين افتاد.
تلويزيون را خاموش كرده و به سمت رختخواب مي روند و بدون اينكه روتختي را بردارند مي خوابند!

 

- قبل ازدواج:

مرد: ديگه نمي تونم منتظر بمونم
زن: مي خواي از پيشت برم؟
مرد: فكرشم نكن.
زن: منو دوست داري؟
مرد: البته.
زن: تا حالا به من دروغ گفتي؟
مرد: نه، چرا اين سوال رو پرسيدي؟
زن: منو مسافرت مي بري؟
مرد: مرتب.
زن: منو كتك مي زني؟
مرد: به هيچ وجه.
زن: مي تونم بهت اعتماد كنم؟

2- بعد از ازدواج: همين متن رو از پايين به بالا بخونيد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 19:47  توسط محمد  | 

جستجو، جستجویی انجام می دهید، عنکبوت(spider) آن به آهستگی از میان میلیون ها فهرست حرکت می کند و آنهایی را که بیشتر با مورد جستجوی شما ارتباط دارند را به تصویر می کشد .حتی میزان این ارتباط نیز مورد ارزشیابی قرار می گیرد تا مرتبط ترین سایتها در ابتدا به نمایش درآیند. البته موتور جستجو همواره درست عمل نمی کند. گاهی صفحات نا مربوط به چشم می خورند و در مواردی برای یافتن آنچه می خواهید باید جستجوی بیشتری انجام دهید. موتور جستجو در یافتن اطلاعات عمل شگفت انگیزی انجام میدهد.

براستی موتورهای جستجو عمل ارزش گذاری ورتبه بندی را چگونه انجام میدهند ؟ پاسخ از این قرار است: توسط یک گروه دستورالعملها که الگوریتم خوانده می شوند. هر موتور جستجو از گروه متفاوتی از الگوریتم ها استفاده می کند، اما همه آنها از اصول عمومی خاصی پیروی می کنند. از آنجا که موتورهای جستجو قصد دارند توجه مشتریان را مجددا به خود جلب کنند، تلاششان بر این است که نتایج جستجوی مرتبط تری را پیدا کنند.

یک راه برای دستیابی به این هدف توجه به مکان قرارگیری و تراکم عبارات جستجو یا کلمات کلیدی در یک صفحه وب است. موتور جستجو بررسی می کند که کلمات کلیدی در بخش عنوان(Title)، بخش سرآغاز(Head)، در ابتدای پاراگراف یا در متن آمده اند. فرض بر اینست که صفحات مرتبط با کلمات مورد جستجو، این عبارات کلیدی را برجسته تر و چشمگیرتر مورد استفاده قرار می دهند. موتور جستجو تحلیل می کند که کلمات کلیدی در مقایسه با دیگر کلمات چند مرتبه به کار رفته اند.
Meta tag ها نیزممکن است در تشخیص ارتباط نقش داشته باشند، هرچند بسیاری از موتورهای جستجو آنها را در نظر نمی گیرند و آن دسته که به آن اهمیت می دهند، ممکن است به صورتهای متفاوتی آنها را ارزشگذاری کنند.

امکان دارد موتورهای جستجو، وب سایتها را بعلت Spamming جریمه یا تحریم کنند. کلمات کلیدی یکنواخت و خسته کننده ، کلمات کلیدی تکراری در انتهای یک صفحه و ارایه کردن صفحه ای که به صورت اتوماتیک مخاطب را به صفحه ای با محتوای کاملا متفاوت هدایت کند، همه اشکالی از Spamming هستند.

در پایان، موتورهای جستجو تحلیل ارتباط (Link Analysis) را نیز در مشخص کردن ارزشیابی خود به کار می برند. با تحلیل اینکه صفحات چگونه به یکدیگر متصل می شوند یک موتور جستجو می تواند مشخص کند که آن صفحه در چه مورد است و آیا آن صفحه به اندازه کافی مهم است که در رتبه بندی به حساب آید یا خیر؟

مهم است که به یاد داشته باشیم , با اینکه اکثر موتورهای جستجو از اصول یکسانی پیروی می کنند، الگوریتم های متفاوتی دارند. به این دلیل است که انجام یک جستجو در موتورهای جستجوی مختلف، نتایج بسیار متفاوتی به بارمی آورد. برای مثال ممکن است برخی موتورهای جستجو تعداد بیشتری از صفحات وب را فهرست کنند و برخی دیگر در فاصله های زمانی کم تر این کار را انجام دهند.

نتیجه نهایی اینکه هیچ دو موتور جستجویی فهرست یکسانی از صفحات وب ندارند. بنابراین رتبه بندی در موتورهای جستجو ممکن است بسیار متفاوت باشد. به همین دلیل طراحان سایتهای وب، معمولا یک موتور عمده را هدف قرار می دهند و سعی می کنند طراحی سایت را به گونه ای انجام دهند که برای آن موتور خاص، مناسب تر باشد و رتبه بهتری داشته باشد و البته با این کار، به احتمال زیاد، رتبه در برخی موتورهای دیگر را از دست خواهد داد. حتی برخی از طراحان ممکن است موتورهای منطقه ای و تخصصی خاصی را هدف قرار دهند و برایشان امتیاز در موتورهای عمومی اهمیت نداشته باشد.

شما باید قبل از اعمال هرگونه تنظیمات در سایت خود، اول به این نکته که کدام موتور جستجو را هدف قرار می دهید توجه کنید سپس سایت خود را برای بدست آوردن حداکثر امتیاز در آن موتور بهینه کنید.

با توضیحات فوق، به نظر می رسد باید در مورد خدماتی که ادعا می کنند سایت شما را با اندک هزینه ای در صدها و هزاران موتور جستجو در مکان مناسبی قرار می دهند، بیشتر احتیاط کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 15:37  توسط محمد  | 


کوچکترین روبات دنیا ، روبات میکروسکوپی موسیو میکروبات می باشد که توسط شرکت ژاپنی Seiko Epson در سال ۱۹۹۲ ساخته شده است. این روبات کوچک و حساس کمتر از یک سانتی متر قد دارد و وزنش ۵/۱ گرم است. در ساخت آن از ۹۷ قطعه مجزا متعق به ۲ ساعت مچی استفاده شده است. در یک رقابت بین المللی مکانیزم های میکروسکوپی ، جایزه اول به این میکرو بات تعلق گرفت.

● بزرگترین موتور جستجو

گوگل با داشتن تقریبا ۴/۲۸۵ میلیارد صفحه این رکورد را به خود اختصاص داده است. این شرکت توسط لری پیج و سری جی برین پایه گذاری شده است و اولین دفتر کار آن گاراژی در کالیفرنیا بوده است. این گاراژ در سال ۱۹۹۸ و با چهار کارمند کارش را آغاز کرد.

● بزرگترین کتابفروشی آنلاین
سایت آمازون که پدربزرگ سایت های تجارت اکترونیکی نیز محسوب می شود بزرگترین کتابفروشی دنیا به شمار می رود. در سال ۱۹۹۴ موسس این سایت یعنی جف بزوس دریافت که اینترنت با رشد سالانه ای تقریبا برار ۲۰۰ درصد در حال توسعه است. با این حساب ساده وی درهای مجازی کتابفروشی آمازون را در سال بعد به روی ۱۳ میلیون مشتری از ۱۶۰ کشور دنیا باز نمود. کاتالوگ آمازون شامل ۷/۴ میلیون کتاب ، سی دی ، ویدیو … آن را به عنوان بزرگترین کتابفروشی اینترنتی مطرح می سازد.

● گران ترین نام اینترنتی
نام دامنه business.com در اول دسامبر ۱۹۹۹ به مبلغ ۶/۴ میلیون پوند به فروش رسید. فردی ۳۸ ساله با نام مارک این دامنه را در سال ۱۹۹۶ از یک شرکت ارایه دهنده خدمات اینترنت در انگلیس با قیمت ۱۵۰ هزار دلار خریده بود. در همان سال فرزند مارک در یک بخت آزمایی در تگزاس ۲۱ میلیون دلار برنده شد. مارک علاوه بر آن که یک مغز متفکر اقتصادی است یک همسر فداکار نیز به شمار می رود . وی پس از فروختن دامنه گل های الکترونیک eflowers.com به مبلغ ۲۵ هزار دلار و پرداخت ۵۰ سنت به وی برای هر فروش انجام شده در این سایت از مسوولان اداره کننده این سایت قول گرفت تا پایان عمر همسرش هر ماه ۱۲ شاخه گل رز برای وی ارسال کنند.

● بیشترین صرفه جویی انجام شده در مصرف کاغذ از طریق اینترنت
شرکت پستی Federal Express در آمریکا بیشترین صرفه جویی در مصرف کاغذ را انجام داده است. این شرکت مدعی است که از هنگام آن لاین نمودن سیستم ردیابی مرسولات خود ، سالانه ۲ میلیارد برگ کاغذ صرفه جویی نموده است.

● بیشترین سوالات پرسیده شده به صورت آنلاین
در روز ۱۷ ماه مه سال ۱۹۹۷ از آقای Paul McCartney در یک مصاحبه اینترنتی ظرف مدت ۳۰ دقیقه بیش از ۳ میلیون سوال شد . او در این حضور اینترنتی آلبوم Flaming Pie را معرفی نمود.

● سریع ترین رشد یک شرکت اینترنتی

سایت Napster که به اشتراک گذاری فایلهای موسیقی از طریق اینترنت می پرداخت این رکورد را به نام خود ثبت نموده است. این سایت سبب شد شان فانینگ که موسس آن است خیلی زود به جمع ثروتمندان بزرگ بپیوندد.

● اولین اخبار گوی مجازی

در روز ۱۹ آوریل ۲۰۰۰ ، آنانوا که یک زن اخبار گوی مجازی می باشد اولین برنامه اخبار خود را از طریق سایت Ananova.com پخش نمود. آنانوا در حقیقت یک اخبارگوی رایانه ای است که طوری برنامه ریزی شده است تا شبیه یک گوینده خبر واقعی عمل نماید ، بدین ترتیب که به اخبارهایی که می گوید به نوعی واکنش احساسی نشان می دهد.

● بیشترین دامنه در اینترنت
این رکورد که در آوریل ۲۰۰۰ ثبت شده است متعق به کشور آمریکا می باشد. در آن تاریخ از ۱۵۷۱۹۴۶۲ دامنه ثبت شده در اینترنت بیش از ۱۱ میلیون دامنه آمریکایی بوده است.

● بزرگترین ارایه دهنده پست الکترونیک
هات میل این عنوان را در اختیار دارد.در آوریل سال ۲۰۰۰ هات میل با بیش از ۶۰ میلیون مشترک به عنوان دارنده این رکورد شناخته شد .

● بزرگترین کافی نت
کافی نت شرکت Easy Everything در نیویورک ، اولین کافی نتی بود که این شرکت در آمریکا افتتاح نمود. این کافی نت رکورد بزرگترین کافی نت را که پیش از آن در اختیار یک کافی نت دیگر این شرکت در لندن بود ، از آن خود کرد. این کافی نت در دو طبقه مجزا به تعداد زیادی از کاربران به صورت شبانه روزی سرویس می دهد.

جنوبی ها/

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 15:32  توسط محمد  | 

پرستار ۳۶ ساله‌ بخش‌آی‌سی ‌یو بیمارستان‌ امام‌ خمینی‌، مرحوم محمد شفیعی‌ متولد ۱۳۲۷ در آی‌ سی‌ یو دچار ایست کامل ‌قلبی‌ شد و در حدود چهل‌ و پنج‌ دقیقه‌ تا یک ‌ساعت‌ روی‌ ایشان‌ عملیات‌ سی‌ پی‌ آر (احیاءقلبی‌- ریوی‌) و شوک الکتریکی انجام‌ شد، ولی‌ چون‌ نتیجه‌ای‌ نداشت‌ بیمار فوت‌ شده‌ اعلام‌ گردید و تمام ‌دستگاه‌ها را از او قطع‌ کردند و به خانواده وی خبر دادند که ایشان فوت کرده است…

احساس‌ خستگی‌ مفرط می‌کردم‌، حسی‌ شبیه‌ به ‌زجر، مدت‌ زیادی‌ طول‌ نکشید تا تبدیل‌ به‌ یک‌حس‌ عمیق‌ لذت‌ بخش‌ شد… دلم‌ غش‌ می‌رفت‌!یک‌ خوشی‌ بسیار دلپذیر… در فضا رها شدم‌. دراتاق‌ پرستاران‌ را دیدم‌ که‌ روی‌ کسی‌ خم‌ شده‌اندو در حال‌ ماساژ قلبی‌،… هستند. اول‌ متوجه‌ نشدم‌او کیست‌ ولی‌ بعد که‌ چهره‌ او را دیدم‌ به‌ شدت‌ جاخوردم‌! خودم‌ بود… زمان‌ برایم‌ صفر شده‌ بود،انگار همه‌ جا حضور داشتم‌ در همان‌ لحظه‌، لحظه‌تولدم‌ را دیدم‌، مادرم‌ را دیدم‌ که‌ در حال‌ به‌ دنیاآوردن‌ من‌ بود. بعد خودم‌ را آنجا دیدم‌ که‌خوابیده‌ بودم‌. دکترها و پرستارها کنار رفته‌بودند.

من‌ مرده‌ بودم‌. دیدم‌ که‌ چشمان‌ و شست‌پاهایم‌ را بستند و ملحفه‌ را روی‌ صورتم‌ کشیدند. یکدفعه‌ بالای‌ سرم‌ فردی‌ را دیدم‌ که‌ نمی‌شدتشخیص‌ داد زن‌ است‌ یا مرد. بلند قد وخوش‌اندام‌، او به‌ قدری‌ زیبا بود که‌ بی‌اغراق‌ درهمان‌ لحظه‌ عاشقش‌ شدم‌! حیف‌ که‌ نمی‌توانم ‌زیبایی‌ او را وصف‌ کنم‌! در تمام‌ عمرم‌ کسی‌ را به‌ این‌ زیبایی‌ ندیده‌ بودم‌.

لباس‌ کرم‌ رنگ‌ بر تن‌داشت‌ که‌ بر روی‌ آن‌ پارچه‌ای‌ سفید انداخته‌بود. به‌ من‌ گفت‌: چی‌ شده‌؟ (به‌ زبان‌ فارسی‌)، گفتم‌: پدرم‌ را می‌خواهم‌. گفت‌: بیا پدرت‌ این‌جاست‌، پدرم‌ را دیدم‌ که‌ بالای‌ بسترم‌ گریه‌می‌کند. هرچه‌ صدایش‌ زدم‌، صدایم‌ را نشنید، بعدفهمیدم‌ که‌ فقط او می‌تواند صدای‌ مرا بشنود.گفتم‌: به‌ نظرم‌ او همان‌ کسی‌ بود که‌ ما (عزرائیل‌)می‌نامیم‌ یا شاید رشته‌ مرگ‌، با آن‌ فرد جای‌رفتیم‌. مردی‌ را دیدم‌ که‌ نشسته‌ بود و آن‌ فرد زیبابسیار به‌ او احترام‌ می‌گذاشت‌.

۵ گوی‌ نورانی‌ دراطرافش‌ بود ولی‌ نور آنها چشم‌ را آزار نمی‌داد.یک‌ گوی‌ را به‌ سمت‌ من‌ گرفت‌. فرد زیبا رو به‌ من‌گفت‌: بگیرش‌. تا گرفتم‌ خود را در I.C.U دیدم‌ که‌دکتری‌ با دستگاه‌ الکترو شوک‌ مشعول‌ شوک‌دادن‌ به‌ قلب‌ من‌ بود. جالب‌ آن‌ بود که‌ در طی‌آن‌ چند روز ما در I.C.U 5 نفر بودیم‌ که‌ آن‌ ۴نفر مردند. البته‌ من‌ هم‌ مردم‌ ولی‌ باز زنده‌ شدم‌.!

از او پرسیدیم‌:

- آیا قبل‌ از این‌ تجربه‌، متوجه‌ شده‌ بودید که‌نزدیک‌ مرگ‌ هستید؟
شفیعی‌: بله‌. وقتی‌ آخرین‌ بار در خانه‌ بودم‌،قبل‌ از آن‌ که‌ وارد مرحله‌ بیهوشی‌ شوم‌، حس‌می‌کردم‌ دنیا دارد تیره‌ می‌شود. حس‌ می‌کردم‌چیزی‌ رو به‌ اتمام‌ است‌ ۴ دختر و همسرم‌ را طوردیگری‌ می‌دیدم‌. انگار تصاویری‌ در غروب‌ بودند!می‌دانستم‌ وقت‌ رفتنم‌ است‌.

- آیا در لحظات‌ اول‌ تجربه‌ مرگ‌، احساس ‌ترس‌ یا تنهایی‌ نکردید؟
شفیعی‌: اصلا! آن‌ قدر حس‌ خوبی‌ بود که‌می‌توانم‌ راجع‌ به‌ آن‌ توضیح‌ بدهم‌…

- فکر می‌کنید این‌ بازگشت‌ برای‌ شما چه‌پیامی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ است‌؟
شفیعی‌: خوب‌ باش‌، خوب‌ رفتار کن‌، خوب‌زندگی‌ کن‌… و فکر می‌کنم‌ بعد از آن‌ اگر کسی‌اعتقاد به‌ دنیای‌ پس‌ از مرگ‌ نداشته‌ باشد من‌می‌توانم‌ آن‌ را ثابت‌ کنم‌! جالب‌ آن‌ که‌ بعد از این‌ماجرا دوستان‌ و همکارانم‌ نیز تغییراتی‌ اساسی‌ درمن‌ حس‌ می‌کردند. حضور من‌ برای‌ آنها نشانه‌ای‌از قدرت‌ خداوند بود.

- فکر می‌کنی‌ چرا این‌ اتفاق‌ برای‌ شما افتاد وچرا برای‌ دیگران‌ پیش‌ نمی‌آید؟
شفیعی‌: دلیل‌ آن‌ را به‌ خوبی‌ نمی‌ دانم‌ ولی‌شاید مربوط به‌ آن‌ باشد که‌ من‌ در تمام‌ عمرم‌سعی‌ام‌ بر آن‌ بوده‌ که‌ کسی‌ را آزار ندهم‌ و بدکسی‌ را نخواهم‌ و اگر به‌ کسی‌ کمکی‌ می‌کنم‌ آن‌ راپنهانی‌ انجام‌ دهم‌.

-دید شما نسبت‌ به‌ مرگ‌ قبل‌ از این‌ اتفاق‌چگونه‌ بود و بعد از این‌ اتفاق‌ چه‌ تغییری‌ کرد؟
شفیعی‌: من‌ قبل‌ از این‌ اتفاق‌ واقعا از مرگ‌می‌ترسیدم‌. یادم‌ می‌آید هر وقت‌ به‌ قبرستان‌می‌رفتم‌ سعی‌ می‌کردم‌ به‌ صورت‌ جسد یا داخل‌قبر نگاه‌ نکنم‌. ولی‌ باور کنید الان‌ اگر مرا بین‌ ۱۰جسد بگذارند خیلی‌ راحت‌ می‌خوابم‌؟ و احساس‌بسیار خوشایندی‌ نسبت‌ به‌ مرگ‌ دارم‌!

- آیا دوست‌ دارید این‌ تجربه‌ دوباره‌ تکرارشود؟
شفیعی‌: ای‌ کاش‌ روزی‌ هزار بار برایم‌ تکرارشود! چنان‌ لذت‌ بخش‌ بود که‌ حد نداشت‌، دلم‌می‌خواهد آن‌ فرد زیبا را ببینم‌ و آن‌ حس‌ رادوباره‌ تجربه‌ کنم‌. مرگ‌ هدیه‌ای‌ است‌ که‌ خدا به ‌ما‌ داده!

- بعد از این‌ تجربه‌ چه‌ تغییراتی‌ در تصور ودرک‌ شما از خداوند پیش‌ آمد؟
شفیعی‌: علاقه‌ام‌ به‌ او خیلی‌ بیشتر شد و درکنارش‌ خیلی‌ هم‌ خدا ترس‌ شده‌ام‌. در ضمن‌بیشتر با او حرف‌ می‌زنم‌، حتی‌ وقت‌ رانندگی‌،وقت‌ راه‌ رفتن‌، وقت‌ خوردن‌ به‌ یاد او هستم‌! .

شفیعی‌ و همسرش‌ می‌گویند:
محمد علی‌ شفیعی‌ اهل‌ هفتگل‌ خوزستان‌ است. ‌اندامی‌ متوسط وموهایی‌ جو گندمی‌ صورتی‌ باریک‌ و کشیده‌ و چشمانی‌ ریز و پوستی‌ نسبتا تیره‌ دارد.

او بر اثر بی‌ توجهی‌ به‌ سرما خوردگی‌ دچارآنفلونزا و در نهایت‌ ذات‌ الریه‌ شد. او می‌گوید:روز جمعه‌ بود که‌ در منزل‌ بودم‌، احساس‌ خفگی‌می‌کردم‌ به‌ مجتمع‌ پزشکی‌ سازمان‌ آب‌ و برق‌خوزستان‌ رفتم‌ و در نهایت‌ به‌ بیمارستان‌ امام‌خمینی‌ منتقل‌ شدم‌. چهل‌ روز در آی‌ سی‌ یو و ۲۲روز درکما بودم‌ ۷۵ روز در بخش‌ بودم‌… طی‌دوران‌ کما یک‌ بار فوت‌ کردم‌ احساس‌ سبکی‌کردم‌ و خود را میان‌ زمین‌ و آسمان‌ دیدم‌ انجابودم‌ که‌ متوجه‌ شدم‌ پزشکان‌ و پرستاران‌ دارندروی‌ جسم‌ من‌ کار می‌کنند.

شفیعی‌ می‌گوید: با شوک‌ الکتریکی‌ روی‌ من‌کار می‌کردند نتیجه‌ نداد مرا کفن‌ پوش‌ کردن‌مدت‌ ۴۵ دقیقه‌ در کفن‌ بودم‌…

همسرم‌ برایم‌ آش‌ نذری‌ درست‌ کرده‌ بود او به‌همراه‌ سایر اعضای‌ خانواده‌ مشغول‌ پخش‌ آش‌در محله‌ بود که‌ برادرم‌ با منزل‌ تماس‌ گرفت‌ و خبرمرگم‌ را اعلام‌ کرد مراسم‌ آش‌ نذری‌ تبدیل‌ به‌ یک‌مراسم‌ شیون‌ و زاری‌ شد… این‌ شیون‌ و زاری‌ تنها۵۰ دقیقه‌ طول‌ کشید چرا که‌ دوباره‌ با خانواده‌تماس‌ گرفتند و اعلام‌ کردند که‌ من‌ زنده‌ شدم‌.

زمانی‌ در اصطلاح‌ پزشکی‌ خود را شکلات‌ پیچ‌(کفن‌ پوش‌) دیدم‌، زنده‌ بودن‌ را احساس‌ کردم‌…به‌ خیال‌ خودم‌ فریاد می‌زدم‌ که‌ اشتباه‌ می‌کنیددستگاه‌ها را ازمن‌ جدا نکنید این‌ کفن‌ را باز کنیدمن‌ زنده‌ام‌ اما کسی‌ نمی‌شنید همان‌ لحظه‌ خود راروی‌ تخت‌ دیدم‌ از خودم‌ به‌ شدت‌ متنفر بودم‌…
سفر مرگ‌ خود را فقط خودم‌ درک‌ می‌کنم‌.

همسر محمد شفیعی‌ می‌گوید نذر کرده‌ بودم‌ که‌همسرم‌ شفا پیدا کند که‌ خبر فوت‌ او را به‌ ما اطلاع‌ داده‌ شد در نهایت‌ باردیگر اطلاع‌ دادند که‌ محمد زنده‌ است‌… در یکی‌از روزها برای‌ ملاقات‌ او به‌ همراه‌ تمام‌ اهل‌خانواده‌ به‌ دیدار محمد رفتیم‌…

در همان‌ روز بود که‌ پدرش‌ دستمالی‌ را ازجیب‌ خود دراورد که‌ بلافاصله‌ محمد با مشاهده آن‌ دستمال‌ شروع‌ به‌ گریه‌ کرد از او پرسیدم‌ چراگریه‌ میکنی‌ و در آن‌ زمان‌ بود که‌ محمد جریان‌مرگ‌ خود را و دیدار با مرد سفید پوش‌ را توضیح‌داد.

همسر محمد شفیعی‌ به‌ تاثیرات‌ این‌ معجزه‌پرداخت‌ و گفت‌ من‌ اعتقادات‌ دینی‌ را باوردارم‌ معتقدم‌ تا خداوند ما‌ نخواهد هیچ‌برگی‌ از درختی‌ نمی‌افتد طی‌ مدت‌ بیماری‌محمد مدام‌دعا میکردم واکنون‌که‌ این‌ معجزه‌ را دیدم‌ اعتقادم به خدا‌ صد برابر شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 14:31  توسط محمد  | 

۲۵ مرگ عجیب در دنیا

امروزه انسان با توجه به پیشرفت تکنولوژی توانسته پاسخ بسیاری از سوالات خود را به دست آورد. اما یکی از مواردی که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسیاری را در اذهان پیر و جوان و در واقع همه انسان ها به وجود می آورد پدیده «مرگ» است. حتما شما هم این ضرب المثل قدیمی و معروف را شنیده اید که «مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.» در این مطلب اصلا قرار نیست مرگ را از منظر فلسفی و یا عرفانی مورد بررسی قرار دهیم بلکه قرار است عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها را که در طول تاریخ برای افراد مختلف رخ داده بیان کنیم:

۱) آرنولد بنت:

داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!

۲) آگاتوکلس:

(خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.

۳) آلن پینکرتون:

(موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.

۴) آیزادورا دانکن:

(رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.

۵) اسکندر کبیر:

(پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.

۶) الکساندر:

(پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.

۷) تامس آت وی:

(نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!

۸) تامس می:

(مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.

۹) جان وینسون:

(ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.

۱۰) جروم ناپلئون بناپارت:

(آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.

۱۱) جورج دوک کلارنس:

(انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.

۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون:

(۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.

۱۳) رودولفونی یرو:

(ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.

۱۴) زئوکسیس:

(نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!

۱۵) ژراردونرال:

(نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.

۱۶) فرانسیس بیکن:

(۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.

۱۷) فالک فیتز وارن چهارم:

(بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.

۱۸) کلادیوس اول:

(امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد.

۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ:(۱۸۶۰، ۱۸۹۵)

این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.

۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین:

(۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.

۲۱) لایونل جانسن:

(شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.

۲۲) لنگی کالیر:

(کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.

۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس:

(سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.

۲۴) هنری اول:

(پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.

۲۵) یوسف اشماعیلو:

(کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 14:29  توسط محمد  | 

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

عجیب ترین هتل های دنیا

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 10:47  توسط محمد  | 

۱۲ دلیلی که در ایران آزادی بیشتر از بقیه جاهاست

گفته می شود که در ایران آزادی نیست. اما با کمی تفکر متوجه می شوید که ایران جزء آزادترین کشورهای دنیاست. محدودیت هایی وجود دارد، ولی در مقایسه آزادی با محدودیت ها با یک حساب سر انگشتی معترف می شویم که آزادترین مردمیم.

۱/ در ایران آزادین که از هر نرم افزار، فیلم، موسیقی و هر چیز الکترونیکی کپی تهیه کنید و کسی به شما چیزی نمی گوید. البته جدیداً کپی رایت تولیدات داخلی رعایت می شود ولی آنقدر ضعیف است که می توان از آن چشم پوشی کرد. شاید شما جزء بدشانس ترین افراد دنیا باشید که بخاطر کپی رایت در ایران دچار مشکل شوید. دقت کنید که جریمه های کپی رایت از پرداخت نقدی تا زندان های طولانی در بقیه کشورها رعایت می شود که ما نداریم. به این می گن آزادی در عمل.

۲/ خالی ببند کسی جلوتو نمی گیره. در خارج از کشور هر کس مسئول صحبت کردنش است و اگر بر اساس صحبت های او افراد متضرر شوند، باید پاسخگو باشد. حال چه برسد که شخص مسئولیتی داشته باشد. افراد در قبال صحبت ها و وعده های خود مسئولند. ولی در ایران امروز یک حرف بزن فردا آنرا تکذیب کن، کسی کاری نمی تواند انجام دهد. این شد آزادی بیان.

۳/ دست به فعالیت اقتصادی بزن، تا خودت نیای اعلام کنی، کسی نمی یاد بگه درآمدت چقدر بوده تا مالیاتشو حساب کنه. اگر شرکت داشته باشید، هر سال با پر کردن اظهارنامه مالیاتی درآمد خود را اعلام کرده و مالیات آنرا پرداخت می کنید. اگر هم شرکت نداشته باشید اصلاً نیازی به این کار ندارید. به این می گن آزادی فعالیت اقتصادی.

۴/ برای تفریح هر جا که رسیدید زیرانداز پهن کنید و همان جا بساط تان را براه اندازید. محدودیتی در نشستن برای خانواده ها وجود ندارد. در پارک، وسط بلوار، حاشیه خیابان ها و … به این میگن آزادی تفریحات سالم.

۵/ با ماشین تان کورس بذارید، و با سرعت زیاد در کوچه ها حرکت کنید، لایی بکشید. موسیقی خود را بلند کنید. خیلی باید بدشانس باشید که گیر بیفتید. آزادید که هر جوری خواستید با ماشین تردد کنید. به این می گن آزادی جنبشی.

۶/ بهرنحوی آلودگی ایجاد کنید (صوتی، تصویری، زیست محیطی) کمتر کسی پیدا می شه که بیاد بهتون گیر بده. کارخانه، ماشین، کارگاه، واحد صنعتی شما از استاندارد محیط را بیشتر آلوده می کند که می کند. به کسی اصلا مربوط نیست. به این می گن آزادی زیست محیطی.

۷/ موقع ازدواج هر چی می خواید مهریه ببندید. کسی که گیر نمی ده، فوقش هم اگه مشکل پیش اومد یه مدتی می افتید زندان بعدش درمی آید. کی مهریه رو داده و کی گرفته. به این می گن آزادی در ازدواج.

۸/ وسیله نقلیه عمومی شما هر چی هم زیر استاندارد باشه آخر براش کار وجود داره. هواپیماتون اتوبوس تون، سواری تون یا هر چیز دیگتون ایمن نباشه، اینجا برای همشون کار هست. بیکار نمی مونن. به این می گن آزادی در ارائه خدمات.

۹/ شما تاجر باشید، حالا جنش بنجل بیارید یا جنس درجه یک، کسی گمرکی رو پرداخت کنید دیگه کسی بهتون گیر نمی ده که این چیه اومده. بازار چین هم که خدا داده از این جنس های کپی برابر اصل (البته فقط در ظاهر برابر اصلند). هر چی خواستی بیار با هر قیمتی که زورت رسید بفروش. به این می گن آزادی در تجارت.

۱۰/ توانایی کار کردن رو داشته باش و اصلاً کار نکن و از همه سوبسید ها استفاده کن. کسی نمی یاد بهت بگه آهی چرا بیکاری. شما باید فعالیت اقتصادی داشته باشی تا این سوبسیدی که بهت داده می شه جبران بشه. به این می گن آزادی شخصی.

۱۱/ با آشغل ریختن، عبور نکردن از خط عابر پیاده، بستن پیاده رو، کندن هر جا، و از این جور کارها مشکلی برای شما ایجاد نمی شود و شما با خیال راحت می توانید اینکارها را انجام دهید. به این می گن آزادی شهر نشینی.

۱۲/ هر موقع که دوست دارید کرکره مغازه را بکشید و بروید. اداره ها هم با کوچکترین مراسمی تعطیل می شوند. مدارس هم علاوه بر مراسم با هماهنگی معلمین و دانش آموزان هم می توانند تعطیل شوند. خلاصه محدودیتی در تعطیلات وجود ندارد. هر سال که تعطیلات کم می شود با بیانیه ای به مقدار آن اضافه می شود. به این می گن آزادی شغلی.

از این جور موارد خیلی زیاد است. اما همانطور که ملاحظه می کنید، اگر بخواهیم مانند کشورهای اروپایی این آزادی ها را نداشته باشیم، زندگی خیلی خیلی سخت می شود. حالا عده ای با اهداف نامشخص دم از آزادی های کم اهمیتی می زنند که از خیلی از آن محدودیت ها خودبه عنوان نوعی آزادی نام برده شده است که آنها در غفلتند و نمی دانند.

اوقعا کشور ایران جز معدود کشورهایی است که به مردم خود سخت نمی گیرد. خود شما در اعمال محدودیت بنزین که به گفته خیلی از کارشناس ها از بزرگ ترین کارهای درست دولت بوده است، دیدید که چه هرج و مرجی شد و چقدر نارضایتی بوجود آمد. حال فرض کنید روزی خواسته شود آزادی های دیگر هم حذف بشوند

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 10:30  توسط محمد  | 

درسال جاری با افزایش ده درصدی سقط جنین تاکنون بیش از4هزار بار دست به چنین کاری زده اند,این افزایش که دربین دختران زیر16سال بوده دربین دختران زیر14سال رقمی معادل 21درصد افزایش را نشان میدهد .
بارداری نوجوانان ودختران دانش آموزمدارس این کشور موجب بروزنگرانی دربین دولتمردان این کشور شد.

به گزارش البرز دختران انگلیسی درسال جاری با افزایش ده درصدی سقط جنین تاکنون بیش از4هزار بار دست به چنین کاری زده اند.

این افزایش که دربین دختران زیر16سال بوده دربین دختران زیر14سال رقمی معادل 21درصد افزایش را نشان میدهد که براساس این گزارش 163موردسقط جنین راحکایت میکند.

این آماررسمی درحالی منتشرمیشود که برخی ازدختران مذکور برای چندمین باراست که دست به سقط جنین درمراکز درمانی انگلیس بصورت رسمی میزنند.

جنجال افزایش آمارهای سقط جنین درانگلیس این کشور را درصدر کشورهایی قرارداده که دختران زیر16سال درآنجا سقط جنین میکنند.

افزایش این نگرانی ها موجب شده تا دولت تصمیم به توذیع وسایل جلوگیری ازبارداری وقرصهای ضدحاملگی درمدارس بگیرد.

برخي از مدارس انگليس در بين دختران يازده ساله وسايل جلوگيري از بارداري و قرصهاي ضد حاملگي توزيع مي کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 10:26  توسط محمد  | 

يكي از قربانيان حادثه‌ي ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا يكي از قربانيان حادثه‌ي ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا
ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا
ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا
ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا
ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا
ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا يكي از قربانيان حادثه‌ي ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادت‌آباد/آرش خاموشي-ايسنا

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 23:8  توسط محمد  | 

مثلث برموداواژه مثلث برمودا اولين بار در سال 1964 توسط وينسنت گاديس استفاده شد. او در مقاله‌اي با همين نام براي اولين بار از مفقود شدن تعداد زيادي هواپيما و كشتي در مثلث برمودا خبر داد. پيش از او، جورج.اكس.سندز هم در سال 1952 به اين اتفاقات عجيب اشاره كرده بود. در سال 1969 جان والاس اسپنسر كتابي با نام برزخ گمشده در مورد مثلث برمودا نوشت و كمي بعد از آن، مثلث شيطان، ديگر نام شناخته شده در جهان به شمار مي‌رفت. اولين بار افسانه برمودا در نوشته‌هاي كريستف كلمب – كاشف نامي - مطرح شده است. از روزي كه كلمب به عنوان اولين انسان از دنياي قديم در اين منطقه پا گذاشته است، تاكنون اتفاقات ناگوار و مشكوكي در اين منطقه پيش آمده به خصوص در يكصد سال گذشته كه با عبور هواپيماها از اين منطقه، ترافيك آن سنگين‌تر هم شده است. در همين دوره تا به حال يك هزار نفر جان خود را در برمودا از دست داده‌اند.اما در اينجا مسئله‌اي كه مهمتر از مرگ انسان‌ها مطرح است اينكه؛ اين افراد چگونه كشته شده‌اند؟

موقعيت جغرافيايي
مثلث برمودا در شرق فلوريداي آمريكا در اقيانوس اطلس قرار دارد مثلث، واژه مناسبي براي اين منطقه نيست چون در واقع اين منطقه يك بيضي (يا شايد دايره‌اي بزرگ) است. راس آن نزديك برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريكو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور كرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. گفته مي‌شود طول جغرافيايي كرانه غربي برمودا 80 درجه است و روي خطي كه شمال حقيقي و شمال مغناطيسي در آن روي هم منطبق هستند، قرار دارد. در اين نقطه هيچ انحرافي در عقربه قطب‌نما محاسبه نمي‌شود اما نظر ديگري در اين مورد وجود دارد كه مي‌گويد كرانه غربي برمودا 6 درجه با مركز تلاقي شمال حقيقي و مغناطيسي اختلاف درجه دارد. به هر حال ابهامات در مورد اين مثلث شيطاني بسيار زياد است.

مشاهدات و گزارشات از منطقه وحشت
همه روزه هواپيماهاي متعددي بر فراز مثلث برمودا پرواز مي‌كنند. كشتي‌هاي بزرگ و كوچك در آب‌هاي آن درحال تردد هستند و افراد زيادي براي بازديد به اين منطقه مسافرت مي‌كنند بدون آنكه اتفاقي بيفتد. از طرف ديگر در درياها و اقيانوس‌ها در سراسر دنيا، كشتي‌ها و هواپيماهاي زيادي مفقود شده و مي‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقيه مناطق، تفكيك شده است. علت اين است كه اولا هيچ اميدي براي يافتن حتي اثر و نشانه‌اي وجود ندارد ثانيا در هيچ منطقه ديگري چنين ناپديد شدن‌هاي بي‌دليل، بي‌شمار و نامعلوم روي نداده و به اين خوبي ثبت نشده است.
در بيشتر اتفاقات مثلث برمودا، اكثر هواپيماها در حالي ناپديد شده‌اند كه تماس راديويي خود را با ايستگاه‌هاي مبدا و مقصدشان تا آخرين لحظه حفظ كرده‌اند يا برخي ديگر در لحظات آخر پيام‌هاي غيرعادي مخابره كرده‌اند كه حاكي از عدم كنترل آنان بر روي دستگاه و ابزارها بوده است و با چرخش عقربه‌هاي قطب‌نما به دور خود و تغيير رنگ آسمان اطراف به زردي و مه‌آلودي، آن هم در روز صاف و آفتابي و يا تغييراتي غيرعادي در آب‌ها كه تا لحظاتي قبل آرام بوده‌اند بدون بيان هيچ دليل روشني از چگونگي اين وقايع.
اين پيام‌ها رفته‌رفته ضعيف‌تر و غيرقابل تشخيص‌تر شده و يا سريعا قطع شده‌اند. دقيقا مثل اين‌كه چيزي ارتباط راديويي را قطع كرده باشد.

حقیقت برمودا
دلایل منطقی و غیرمنطقی زیادی برای توجیه پدیده‌های غیرطبیعی مثلث برمودا ارائه شده است که به بعضی از آنها اشاره خواهد شد.

 آب و هوای استوایی
این منطقه از لحاظ اقلیمی، یکی از بحرانی ترین مناطق اقیانوسی دنیا به شمار مي‌رود. همان طور که گفته شد، ممکن است در عرض چند دقیقه، توفانی عظیم در آن پدید بیاید؛ توفانی که مي‌تواند هر هواپیما یا شناوری را در چند لحظه نابود کند. جالب است بدانید اکثر این توفان‌ها حتی توسط ماهواره‌ها هم شناسایی نمي‌شوند.

 دریانوردان آماتور
طبق آمارها از این منطقه بیش از هر جای دیگري درخواست کمک مي‌شود (حدود ی هزار مورد در سال یا به عبارتی بیش از یی مورد در روز). اکثر این درخواست‌ها از سوی ملوانان آماتور و غیرحرفه‌اي است که با داشتن ذهنیت منفی از برمودا، هر پدیده‌اي را در این منطقه، پدیده‌اي ماورای زمینی مي‌دانند.

 زلزله‌های زیرزمینی
هرچند تا به حال هیچ پدیده زمینی در این منطقه رسما ثبت و گزارش نشده است، دانشمندان زلزله‌های زیادی را در کف اقیانوس در منطقه مثلث برمودا کشف کرده‌اند. این زلزله‌ها مي‌توانند در مناطق کم عمق‌تر باعث پدیده‌های مخربی همچون سونامی شرق آسیا شوند.

 جریان آب خلیج
این جریان اقیانوسی بسیار پرقدرت است و حتی گزارش شده که سرعت آن در برخی مناطق به پنج مایل بر ساعت هم مي‌رسد.
این جریان برای اینکه قایق‌ها را چندصد مایل به این طرف و آن طرف بکشاند، کافیست؛ خصوصا اگر خدمه کشتی برای مقابله با این جریان آمادگی قبلی نداشته باشند. این جریان در ترکیب با مغناطیس غیرمعمولی منطقه مي‌تواند باعث هر پدیده پیش‌بینی نشده‌اي باشد.

تئوری حباب‌های گازی

نظریه حباب‌های گازی نظریه‌اي عجیب، اما منطقی به نظر مي‌رسد که از سوی برخی دانشمندان مطرح مي‌شود. این دسته از دانشمندان بر وجود میزان بسیار زیادی هیدرات گازی در این منطقه اعتقاد دارند که این گازها باعث ایجاد چگالی زیادی در آب مي‌شود و همین امر مي‌تواند باعث بروز پیامدهای ناگواری شود.

علاوه بر این نظریه‌های علمی، نظریات غیرمعقول و ماورایی زیادی هم در مورد اتفاقات برمودا ارائه شده است که بیشتر از سوی انسان‌های خرافاتی عنوان و پذیرفته مي‌شوند.

برخی معتقدند موجوداتی فرا زمینی این منطقه را برای انتخاب نمونه‌های آزمایشگاهی خود که انسان‌ها باشند، انتخاب کرده‌اند و هرچند وقت یک بار یک یا چند نمونه را با خود به فضای ماورای زمین مي‌برند. با این حال حتی همین انسان‌ها هیچ گزارشی از دیده شدن بشقاب پرنده‌ها منتشر نکرده‌اند.

برخی دیگر مي‌گویند مثلث برمودا محلی است که شهر گمشده آتلانتیس در آن قرار دارد، البته این نظریه هم در حد همان موجودات فضایی است و نمي‌توان آن را باورپذیر دانست. در این مورد نظریات دیگری هم وجود دارد که همگی از نظر علمی غیرقابل توضیح هستند.

به هر حال تا روزی که علم انسان دانش محور، اسرار این مثلث شیطانی را حل نکند، ایده‌های غیرعلمی ادامه خواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 18:9  توسط محمد  | 

پرکار، پرفروش و پرخبرترین‌های سینمای ایران

مرور ترین‌های سینمایی فصل بهار این نکته را برجسته می‌کند که سینمای ایران با وجود همه مسائل مبتلابه همچنان زنده و سرپاست و به حیات خود هر چند با اگر و اماهای بسیار ادامه می‌دهد.

به گزارش مهر، هشتمین و آخرین بخش از مرور شمایل سینمای ایران در فصل بهار به "ترین‌ها"ی این حیطه اختصاص پیدا کرده است. قرار گرفتن هر کلمه‌ای قبل از پسوند "ترین" می‌تواند وجهی خاص از سینما را دربر بگیرد و این مطلب به مهمترین ترکیب‌های ساخته شده با این پسوند می‌پردازد.

سینمای ایران در سه ماه اول سال هر چند با ماجرا و مسائل مختلف و خاص دست به گریبان بود و به نوعی صحبت از احتضار هنر هفتم و شرایط اورژانس آن به میان آمد، اما مرور فعالیت‌های به نسبت پررونق این حیطه نشان می‌دهد که سینمای ایران هنوز زنده و سرپاست و به حیات خود هر چند با اگر و اماهای بسیار ادامه می‌دهد.

پرکارترین، کم‌کارترین:
پرکارترین و کم‌کارترین‌های سینمای ایران هر چند در رشته‌ها و تخصص‌های مختلف قابل بررسی هستند، ولی تمرکز بر فعالیت‌های بازیگران در فیلم‌های اکرانی فصل بهار می‌تواند جذابیت خاص خود را داشته باشد.

از یازده فیلم اکران شده در فصل بهار تمرکز بر فعالیت‌های بازیگران سینمای ایران منجر به برجسته شدن فعالیت یک زوج بازیگری می‌شود که در این فصل دو فیلم را همزمان روی اکران داشتند. حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی دو بازیگری هستند که با فیلم‌های "تلافی" و "قرنطینه" توانستند عنوان زوج قهرمان اول و پرکار فصل را به خود اختصاص دهند.

هر چند گودرزی جز این دو فیلم در "مجنون لیلی" و "انعکاس" نیز حضور در نقش‌های مکمل و پررنگ را تجربه و با چهار فیلم عنوان پرکارترین بازیگر فصل را از آن خود کرد. در رده‌های بعد این فهرست بازیگرانی با دو فیلم حضور دارند که از آن جمله می‌توان به نیکی کریمی با "زن دوم" و "زن‌ها فرشته‌اند"، رضا عطاران با "قرنطینه" و "تیغ‌زن"،‌ محمدرضا شریفی‌نیا با "دایره زنگی" و "زن‌ها فرشته‌اند"، رضا رویگری با "قرنطینه" و "مجنون لیلی" و بیتا سحرخیز با "همخانه" و "انعکاس" اشاره کرد.

پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین:
از یازده فیلم اکران شده در سه ماه اول سال "دایره زنگی" نه تنها با فروش بالای یک میلیارد تومان پرفروشترین فیلم فصل لقب گرفت بلکه توانست به فهرست کم‌شمار فیلم‌های پرفروش سینمای ایران در چند سال اخیر نیز راه پیدا کند. این فیلم پس از 82 روز نمایش 800/686/121/1 تومان فروخت که با توجه به مولفه‌های مخاطب‌پسند موجود در فیلم در کنار ویژگی‌های فیلمنامه تلاش کرده از نگاه صرف به گیشه پرهیز کند که در این امر کاملاً موفق نبوده است.

اما کم‌فروش‌ترین فیلم ایرانی اکران شده از دو وجه قابل بررسی است. دو فیلم کم‌فروش این فصل هر دو به طور ناگهانی و با کمترین اطلاع‌رسانی به نمایش درآمدند و این وجه طبیعتاً تأثیر خاص خود را در کم‌فروشی آنها بجا گذاشته است. "پابرهنه در بهشت" پس از 27 روز نمایش 000/765/15 تومان فروش کرد و خیلی زود جای خود را با اکران بعد عوض کرد.

اما فیلم کودکانه و تلفیقی "روزی که حسنی مرد شد" شرایطی به مراتب بدتر داشت و پس از 39 روز نمایش با فروش کل 800/368/4 تومان در واقع اصلاً دیده نشد. آن هم در شرایطی که به واسطه برگزاری جشنواره فیلم کودک بازار آسیب‌شناسی این گونه سینمایی داغ است و کارشناسان،‌ سینماگران و مخاطبان از به نمایش درنیامدن فیلم‌های کودک گله‌مند هستند. نحوه برخورد با این فیلم خود جوابگویی چرایی وضعیت نابسامان سینمای کودک بخصوص در این مقطع زمانی است.

اما از میان چهار فیلم خارجی به نمایش درآمده در فصل بهار شامل "سیکو"، "1408"، "مرد حصیری" و "ابناء بشر"، فیلم اخیر با 000/434 تومان عنوان کم‌فروشترین و "مرد حصیری" با 000/760/5 تومان عنوان پرفروشترین فیلم خارجی فصل را به خود اختصاص دادند. ضمن اشاره به این نکته که فیلم‌های خارجی معمولاً در یک تک‌سانس و آن هم در چند سینمای محدود و انگشت‌شمار به نمایش درمی‌آیند.

پرخبرترین، کم‌خبرترین:
عنوان پرخبرترین فیلم در حال اکران از میان یازده فیلم به نمایش درآمده را به سختی می‌توان به یک فیلم خاص اعطا کرد. چرا که معمولاً فیلم‌های روی اکران با خبرهای هفتگی،‌ گزارش فروش، گفتگو با عوامل و ... در معرض خبررسانی قرار می‌گیرند و همین نکته انگشت گذاشتن روی یک فیلم خاص را مشکل می‌کند. هر چند در این میان "دایره زنگی" به واسطه طولانی شدن زمان اکران، فروش بالا و همچنین تخلف یک سینما با نمایش آن، در معرض اخبار بیشتر قرار گرفت.

ناخواسته عنوان کم‌خبرترین فیلم هم به آثاری تعلق می‌گیرد که با کمترین خبررسانی و به طور ناگهانی اکران شدند و حتی کار به گفتگو با عوامل این فیلم‌ها هم نکشید. "روزی که حسنی مرد شد" تا حدی مصداق همین عنوان است که شاید حتی نام کارگردانان این فیلم هم در ذهن مخاطب باقی نمانده باشد و بعید به نظر نمی‌رسد که مخاطب عام از اکران این فیلم اطلاعی نداشته باشد.

اما از میان پروژه‌های در حال تولید سینمای ایران لقب پرخبرترین به فیلم "اخراجی‌ها 2"‌ تعلق می‌گیرد که هنوز کلید نخورده، به طور متوسط هر هفته خبری از آغاز، پیش‌تولید، بازیگران احتمالی و ... آن در صدر اخبار قرار گرفت. هر چند از زمان آغاز ساخت دو پروژه "درباره الی" و "بی‌پولی" نیز این دو فیلم نیز به واسطه عکس‌های منتشر شده از روند پیشرفت فیلم در معرض خبررسانی گسترده در رسانه‌های مختلف قرار گرفتند.

خبرسازترین بازیگر در "مجنون لیلی"
اما در این میان شاید پرداختن به خبرسازترین بازیگر در عرصه سینمای ایران که در این ایام یک فیلم پرفروش بر اکران سینماها و یک فیلم هم در حال ساخت داشت، به نظر لازم بیاید. محمدرضا گلزار که "مجنون لیلی" را بر اکران سینماها داشت، در سه ماه اول سال تنها در یک پروژه حضور پیدا کرد به نام "دو خواهر" که با سوژه‌ای باب روز همچنان در اصفهان در حال فیلمبرداری است.

در این ایام شنیده‌ها از دستمزد این بازیگر جوان و چهره فیلم‌های گیشه‌پسند برای آخرین پروژه سینمایی‌اش حاشیه‌هایی را رقم زد و حتی رقم 70 میلیون تومان دستمزد هم بر سر زبان‌ها افتاد که همراه با خود موج‌هایی را در میان بازیگران مختلف به همراه داشت و خود به خود این خبر را برجسته‌تر کرد.

با گسترش این خبر برخی بحث ممنوع‌الکار شدن این بازیگر را مطرح کردند که با توجه به دستمزد اخیر، این بازیگر در طول سال اجازه بازی در بیش از یک فیلم را ندارد. با توجه به شنیده‌ها و ذکر اینکه این بازیگر جوان با توجه به پرکاری هر سال، در سال جدید فقط در همان یک پروژه اشاره شده بازی دارد، می‌توان احتمال صحت برخی از این شنیده‌ها را مورد توجه قرار داد.
نظر خوانندگان در مورد اين مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 17:57  توسط محمد  | 


موبایل خورشیدی به بازار می آید

پایگاه خبری تقریب – سرویس اقتصادی: موبایل خورشیدی که به صورت کشویی بوده و در قسمت پشت و رو دارای سنسور های جذب نور است، به محض دریافت کمترین نور شروع به ذخیره انرژی می کند.

به گزارش پایگاه خبری تقریب ،این گوشی كه با انرژی خورشیدی و یا نور شارژ می شود، Eclipse intuit نام دارد كه توسط Eddie Goh طراحی شده است.

این گوشی به صورت كشویی بوده و می تواند تصاویری كه ضبط می كند به فلیكر و دیگر وب سایت های نظیر آن بفرستد و دارای نرم افزارهای قدرتمندی برای آپلود و نیز گالری و ادیت تصاویر می باشد .

این موبایل دارای امكانات خوبی نظیر دوربین 5 megapixel ، صفحه نمایش بزرگ ، كی برد و صفحه لمسی ، بلوتوث ، WiFI و … می باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 17:22  توسط محمد  |